تبلیغات
وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن - مطالب گرافیک
 

مرتضی ممیز پدر گرافیک نوین ایران

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک،  بزرگان گرافیک ایران، 

 


پوستر
بسمه تعالی
 
نقدی مختصر راجع به روند کاری پدر گرافیک نوین ایران مرتضی ممیز
 
صحبت درباره‌ی مرتضی ممیز همانقدر مشکل است که صحبت پیرامون گرافیک ایران. ایندو آنچنان با یکدیگر گره خورده‌اند و عجین شده‌اند که تفکیک آنها و جدا بررسی کردنشان از یکدیگر کمی دشوار و در پاره‌ای موارد غیر ممکن است. این دو عبارت یعنی مرتضی ممیز و گرافیک ایران به گونه‌ای با همدیگر آمیخته شده‌اند که هرگاه سخن از تاریخ معاصر گرافیک ایران را آغاز کنیم باید با نام ممیز شروع کنیم و هرگاه حضور جهانی و شناخته شدن گرافیک ایران را بخواهیم بررسی کنیم باید نام ممیز را در ابتدای کار بیاوریم و خلاصه صحبت از انجمن و تشکل، تصویرسازی و صفحه‌آرایی، پوستر و لوگو، تیتراژ و عنوان فیلم، جشنواره و بینال و هر حادثه‌ای پیرامون گرافیک به ناچار به نام مرتضی ممیز منتهی می‌شود.
منتهی این مطلب کمی حساسیت کار را بیشتر میکند از آن جهت که نام ممیز پس از سالها کم‌کم به یک بت تبدیل شده و صحبت کردن راجع به آن کمی دشوار است.
این مسئله خیلی اوقات از نقد صحیح کارهای او جلوگیری کرده و به نوعی نقد تصنعی فرمالیته را در پیش روی ما قرار میدهد که سراسر تعریف و تمجید و یا بدیهی فرض کردن بسیاری از مسائل است. از این جهت است که صحبت کردن پیرامون ممیز و آثارش سخت‌تر از بقیه مینماید و در برخورد با آنها باید جانب احتیاط را رعایت کرد.
هر هنرمندی در دوران کاری خود دارای نقاط اوج و افول می‌باشد و کمتر هنرمندی پیدا می‌شود که پیوسته در اوج باشد و پایین و بالایی به لحاظ کمی و کیفی، محتوایی و تکنیکی در کارهایش نداشته باشد.
از آنجا که جامعه، مسائل اجتماعی و محیط اطراف یک هنرمند بسته به نوع کار و روحیه‌ی او به نوعی مستقیم یا غیر مستقیم روند کاری او موثر هستند پس هر گونه تغییو دیدگاه یا سلیقه اجتماعی، یا هرگونه بحران یا چیزهایی از این قبیل در کار هنرمندی که با زمان خود پیش میرود موثر است.
یکی از کارهای ممیز در گرافیک ایران را باید بنیانگذاری و بدعت گذاشتن تجربه‌های جدید در بسیاری از زمینه‌ها و جهات مختلف دانست. همین مسأله است که نام او را مصادف عبارت گرافیک نوین ایران می‌کند. او به عنوان یک رهبر هنری در جهت پیشبرد سواد بصری یک جامعه پرچم دار بوده و به خوبی آنرا به نسل‌های بعدی خو منتقل کرده است.
کارهای ممیز نشان دهنده‌ی استعداد او در همه‌ی شاخه‌های گرافیک و توانایی‌های او در بکارگیری تکنیک‌هایی که به صورت خودجوش و غیرآکادمیک یعنی تجربی آموخته است می‌باشد. به عنوان مثال تصویرسازی‌هایی که او در دهه‌ی چهل انجام داده است. تصویرسازی‌هایی که برای قرآن، شاهنامه، یا مجلاتی همچون نگین، کتاب هفته، کیهان هفته، کاووش و از همه قدیمیتر ایران آباد انجام داده است همگی نشان از توانایی بالای او در بیشترین بهره‌گیری از ساده‌ترین ابزارهاست. با توجه به کمبود امکانات چاپی، عکاسی و تکنولوژی‌های دیگر ابداعات ممیز در جهت تأمین نیازهای تکنیکی‌اش در نوع خود بسیار جالب توجه و کم نظیر می‌باشد. این پختگی به مرور در کارهای دهه‌ی پنجاه در مجلاتی همچون فرهنگ و زندگی و رودکی بیشتر می‌شود. اما صرف نظر از جنبه‌ی تکنیکی کارها درونمایه و مفهوم کارهای او نیز خود بسیار قابل بررسی است. دیدگاههایی که نسبت به داستانها و قصه‌ها در کارهای او مطرح شده است تا امروز تازگی و جذابیت‌های خود را حفظ کرده است. شاخه‌ی دیگر کارهای گرافیکی طراحی صفحات است که بسیار قبل‌تر آنها را شروع کرده و در دهه‌ی پنجاه این مسئله به طراحی روی جلد کتاب‌ها رسیده و تعداد کارهای طراحی روی جلدهایش نیز افزون و پربار شده است، به گونه‌ای که در نوع جایگذاری و عناوین و تیترها شروع به ساختار شکنی کرده است و یا به ایجاد فونت‌های دست نوشته‌ی نویی دست زده که نشان از توانایی او برای ایجاد و سمت و سو دادن به تایپوگرافی ایرانی در آن زمان بوده است. عناوینی که دامنه‌ی آنها در غیراز صفحات خجلات و روزنامه و طرح جلد کتاب‌ها به عناوین فیلم‌ها، سردر سینماها و تیتراژ فیسم‌ها نیز کشیده می‌شود و در آنجا نیز شاخه‌ای جدید را برای گرافیک ایران به ارمغان می‌آورد که تا به آن روز دچار بی‌توجهی بوده و آن گرافیک در سینما می‌باشد که شامل عنوان فیلم، عنوان‌بندی فیلم، سردر سینماها، پوسترها و پلاکارت‌ها می‌باشد.
امضای مرتضی ممیز سند بلاست شده بر روی شیشه به سفارش خودش
دهه‌ی پنجاه ایران یکی از دهه‌های تعیین کننده در کارهای مرتضی ممیز همچون بقیه‌ی هنرمندان آندوره می‌باشد. وجود اتفاقات فرهنگی و سیاسی مختلف در این دهه موجب تغییر نگرش‌هایی در جامعه هنری و فرهنگی آن زمان شده است که متعاقباً تاثیرات آن در کارهای گرافیکی یک جامعه نیز بروز میکند، مخصوصاً که سردمدار جامعه‌ی گرافیک آن دوره شخص پویا و درگیر با جامعه مانند مرتضی ممیز باشد. در این دهه است که المانهای خاص ممیز وارد پوسترها و کارهای او می‌شود عناصری همچون دست ( که معمولاً از دست خود برای مدل استفاده میکرده) و فلش‌ها و قلم‌هایی که با آنها کارهای دستی گرافیکی انجام میداده و همچنین عناصر عمده‌ی دیگر از جمله حلقه‌های فیلم که به کرات در کارهای او مورد استفاده قرار گرفته است.
خیلی از شاهکارهای پوسترسازی ممیز حاصل تلاش این سالهاست. حضور و کاربرد رنگ در پوسترها و طرح‌های او در این دهه به میزان قابل توجهی بیشتر می‌شود و از آن طرح‌ها و تصویرسازی‌های سیاه و سفید و تک رنگ فاصله می‌گیرد البته همواره آثار پخته و قوی دوران قبل او پشتوانه‌ی خوبی برای کارهای دوران بعدی‌اش می‌باشند. پیشرفته‌تر شدن صنعت چاپ، عکاسی و به طور کلی تکنولوژی نیز در تکامل کارهای این دوره او و استفاده‌ی بیشتر رنگ در کارهایش باید موثر دانست.
در این دهه است که عناوین فیلم‌ها به جایگاه بهتری می‌رسند و طراحی عنوان فیلم نیز به عنوان یک کار تخصصی به گرافیست سفارش داده می‌شود که از عمده دلایل آن را می‌توان تغییر نگرش سینمای ایران و حضور کارگردانان روشنفکر در آن دوره از قید کرد.
طراحی نشانه و آرم یکی از جدی‌ترین کارهای ممیز می‌باشد که او را در این شاخه نسبت به بقیه‌ی افراد هم حرفه‌اش چه در آن زمان و چه در سالهای بعد از آن تا به امروز یک سروگردن بالاتر قرار میدهد. دهه‌ی پنجاه مصادف است با خلق شاهکارهایی از او در این زمینه، آثاری مانند نشانه‌ی موزه‌ی رضا عباسی.
مرتضی ممیز

برگزاری نمایشگاه کانسپچوال آرت (هنر مفهومی) در سال ۱۳۵۵بهانه‌ای برای خلق اثر معروف مرتضی ممیز با نام چاقوها شد. المان چاقو در کارهای او همچون دست‌ها و فلش‌های مورد استفاده‌ی او به علت کاربرد مکرر در کارهایش کم‌کم تبدیل به یک شاخصه از کارهایش شدند که تا به امروز نه تنها در ایران که در فراتر از مرزهای ایران نیز معرف مرتضی ممیز می‌باشد.
پس دهه‌ی پنجاه را می‌توان دهه‌ی جهش ممیز به سطحی بالاتر در حرفه‌ی گرافیک دانست. اثارتی که در این دهه بر روی کارهای او مشاهده می‌شود حتی در کارهای متاخرتر او در دهه‌های بعد نیز مشاهده شده و ادامه پیدا می‌کند.
در کارهای بعد از انقلاب ممیز، روی آوردن مجدد او به رنگ غالب مشکی را به خصوص در دهه‌ی شصت یعنی مصادف با سالهای جنگ و خاکستری و سرد بودن فضای جامعه شاهدیم. استفاده از تک رنگها در کنار رنگ مشکی را به خصوص در پوسترها و طرح جلدهایش شاهدیم. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که در این سالها از میزان توجه ممیز بر روی سایر شاخه‌های گرافیک کم شده و بیشتر تمرکز خود را بر روی طراحی پوستر و نشان می‌گذارد و در کنار آنها طراحی جلد مجلات و کتب را نیز ادامه می‌دهد.
با تمام اصرار و تأکید مرتضی ممیز بر خلق اثر بوسیله‌ی تکنیک‌های دستی، تأثیر حضور تکنولوژی کامپیوتر را در دهه‌ی هفتاد بر روی کارهای او نمی‌توان نادیده گرفت. تأثیر کامپیوتر و استفاده از توانایی‌های آن در خلق آثار این دهه‌ی او کاملاً مشهود است. این امر به خصوص در مورد پوسترهایش که دیگر در این زمان عمده گرافیکی او را در بر میگیرد دیده می‌شود. شاید این مسأله زمینه‌ای شده تا پس از خروج از بحران‌های دهه‌ی شصت کارهای ممیز نیز حال و هوای تازه‌تری بخود بگیرند و تنوع رنگ در آثار او بیشتر شده و نقش بیشتری را ایفا کنند. تا جاییکه در نشانه‌های این دوره‌ی او نیز شاهد کاربرد بیشتر سایر رنگ‌ها در کنار رنگ سیاه هستیم.
اما افول در طراحی بسیاری از پوسترهای او را نیز در این دوره می‌توان دید. شاید استمرار اصرار در استفاده از همان تکنیکهای دستی موجب خلق آثاری بهتر و قوی‌تر همچون سالهای قبل او می‌شد. دست و پنجه نرم کردن با کامپیوتر و کنار آمدن با تکنولوژی جدید در این سن و سال کار دشواری بود که البته با تمام سختی‌ها در نهایت ممیز از عهده‌ی آن برآمد و نتیجه خلق آثار دهه‌ی هشتاد او می‌باشد که هرچند استفاده کمتری از تکنیکهای دستی در آنها مشاهده می‌شود اما تکنیکهای کامپیوتری از پختگی بهتری نسبت به آثار دهه‌ی گذشته خود برخوردار هستند.
 http://momayez.ir/
http://en.wikipedia.org/wiki/Morteza_Momayez

برگرفته از:http://www.amirrajaei.com/

 

() نظرات

 

کنکاشی در آثار تجسمی صادق بریرانی

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک، 

 


صادق بریرانی
بسمه تعالی
 
کنکاشی در آثار تجسمی صادق بریرانی
صادق بریرانی نقاش و گرافیستی است که برای هنرجویان و دانشجویان نسل امروز کمتر شناخته شده است. این مطلب شاید به علت حضور کمتر او نسبت به هم دوره‌های خود در ایران باشد.
        بریرانی که در سال ۱۳۰۲ در بندر انزلی به دنیا آمده است، لیسانس خود را از دانشکده هنرهای زیبای تهران گرفته است و تجارب پراکنده‌ای در زمینه‌های مختلف هنرهای تجسمی از جمله عکس، نقاشی و گرافیک داشته است. او شناخت خوبی نسبت به هنر معاصر خودش داشته که تحصیل در خارج از کشور را باید از دلایل موثر آن دانست. اما این شناخت باعث نشده تا از گنجینه‌ی هنرهای بصری سنتی کشورش ایران غافل بماند و پس از مدتی کار و تجربه با مطالعه درباره‌ی هنرهایی همچون خطاطی، نگارگری، کاشیکاری و خلاصه بهره‌برداری از زیبایی شناسی هنرهای سنتی ایران دست به خلق آثار مدرن خود زده است. وی با مطالعه در هنرهای ایرانی نه تنها تکنیک و نقوش کهن ایران را دستمایه‌ی کار خود برای خلق آثارش قرار داده بلکه با استفاده از درونمایه‌ی ادبی و زیبایی شناسی غنی شعر و ادب و هنر پارسی پشتوانه‌ای مفهومی در کارهای خود ایجاد کرده است که باعث شده است تا به امروز نه تنها در ایران که در عرصه‌ی بین‌المللی نیز دارای جایگاه خاص باشد.
یکی از مشخصه‌های اصلی کارهای گرافیکی بریرانی که از گذشته تا دوران معاصر آنرا شامل می‌شود ساده نگاری و نوعی وجه مینمال در کارهای اوست. شاید بتوان اینگونه گفت که آثار بریرانی پیوندی است بین هنر تجریدی و هنر انتزاعی در واقع آنچه در کارهای نقاشی، چاپ و گرافیک او شاهدیم ارتباط بسیار زیبا بین این دو وجه می‌باشد. او با تکیه و الهام از تکنیک‌های هنرهای تجسمی ایرانی به نوعی تکنیک شخصی دست یافته است که مختص به خود اوست.حرکات سریع اما ظریفی که از قلم‌موهای زمخت او بر روی کاغذ و بومش نقش می‌بندد ناشی از نوعی احساس لحظه‌ای است که در وجود او می‌تراود و بوسیله‌ی درگیری ناخودآگاه و خودآگاه او روی بیس کارش نقش بسته و اثرش را خلق می‌کند. حتی در آثاری که وی با الهام از خوشنویسی فارسی و استفاده از حرکات موزون خط نستعلیق و شکسته نستعلیق بوجود آورده این وجه کار کاملاً  مشخص است و نمود می‌کند.
پوستر از صادق بریرانی،۱۳۵۰
در تابلوهایی که او با عناوین اشعار شعرای پارسی خلق کرده در حقیقت ما دیگر اثری از آن فرم‌های مشخص و کلاسیک خط فارسی نمی‌بینیم بلکه او ریتم و حرکت و ضرباهنگ خوشنویسی فارسی را بکاربسته است. در واقع او به نوشتن این اشعار بر روی بوم نپرداخته بلکه وی به نوعی برداشت خود از این متون را به تصویر کشیده و آنچه بیننده شاهد آن است قیلان احساسات درونی و برداشت‌های شخصی هنرمند است.
بریرانی با کنار گذاشتن رنگ در اکثر کارهای خود و بسنده کردن به دو رنگ  سفید و سیاه و یا نهایتاً استفاده از فام رنگی برای خلق آثارش از بار تزیینی و مانورهای احساسی که بوسیله‌ی رنگ بوجود می‌آید کم کرده و در عوض به کارهای خود نوعی بار مفهومی و کانسپت در کنار جنبه‌های انتزاعی فرم ه داده است. او همچون هنرمند هنرهای سنتی ایران تسلط بر تکنیک و حفظ ظرایف کار و بازی سیال و روان خطوط و فرم‌ها در اثرش به نوعی وحدت در کل آن در خدمت بیان حسی و عمیق اثر می‌پردازد.
پوستر از صادق بریرانی
همانگونه که خوشنویسی ایرانی تنها با یک تکرنگ اجرا می‌شود آثار او هم با حداقل رنگ یا نهایتاً یک تن رنگی کار شده است. همانطور که صعود و نزول قلم خوشنویسی به ایجاد ریتم در صفحه و تکرار آنها در یک اثر به ایجاد وحدت در عین کثرت و تعادل در عین بی تعادلی می‌رسد آثار او نیز سعی در دست یافتن به چنین چیزی را دارد.
همانطور که ذکر شد پیوند انتزاع و تجربه را در آثار این هنرمند می‌توان دید. مثلاً در اثر پرنده کاملاً به چنین بینابینی‌ای برخورد می‌کنیم که البته در آثار دهه‌ی هفتاد به پختگی کاملتری می‌رسد تاشهای سریع قلموهای کلفت خود با حرکاتی ساده حالت یک پرنده را به نمایش گذاشته است در عین حال که در این تصویر اثری از قلم‌گیری‌ها و دِسَن‌های هنر نگارگری و سنتی نیست اما کلیت نحوه‌ی اجرا چنین احساسی را در بیننده متبادر می‌سازد. ادامه‌ی این روند در آثار او به خلق سری کارهای کهکشان می‌انجامد که دیگر هیچ اثری از فرم‌های مشخص نیست و هنرمند تنها به مدد ایجاد خطوط، نقاط و بافتهای پراکنده به بیان تصویری خود دسیده است و از تجرید به انتزاع و پیمودن مرز بین این دو به صورتی بسیار ظریف مبادرت کرده است.
این جنبه از شخصیت هنرمند که بکاربردن حداقل رنگ در آثارش می‌باشد را در پوسترهای کار شده توسط او نیز شاهدیم. در عمده کارهای از این دست او که بیشتر در دهه‌ی پنجاه به انجام رسیده است. شاهد وسواس بیش از حد او در بکارگیری رنگها هستیم، در هر کجا طراح دارای آزادی عمل بیشتری بوده به تناسب موضوع برخوردی انتزاعی با آن داشته است و هر کجا فیگوری را وارد اثر خود کرده است به گرافیکی‌ترین وجه ممکن با رنگهای تخت و حداقل فرم و رنگ آنها را به انجام رسانیده است.
پوستر از صادق بریرانی
اما در کل می‌توان گفت بکارگیری رنگ در آثار دهه‌ی پنجاه بریرانی بیشتر به چشم میخورد. آثار دهه‌ی چهل او اکثراً یکسر تک رنگهای سیاه و سفید و یا نهایتاً یک تُن رنگی بوجود آمده‌اند. چیزی که دوباره در دهه‌ی شصت نیز هنرمند به آن بازمیگردد. گویی کاربرد رنگ و تکلف ناشی از آن برای بریرانی کمی دست و پاگیر بوده و او کار با تک رنگهای مشکی و سفید را بیشتر می‌پسندد. در آثار چاپی خلق شده در این دهه شامل سایه‌ها و ترکیب‌ها تنها به یک سری تاشهای سیاه بر زمینه‌ی سفید و یا به عکس برمی‌خوریم که با خداقل حرکت قلم اجرا شده است.
در پاره‌ای از این آثار ذهن بیننده ناخودآگاه به سمت خوشنویسی آسیای شرقی (ژاپن، چین و...) معطوف می‌شود اما پس از کمی تفحص در این آثار ردپای هنر تجریدی ایران باستان و موتیف‌ها و نقش‌های کهن را می‌بینیم که پس از عبور از فیلتر عقلی علمی هنرمند به وسیله‌ی احساسات ظریف او به صورت انتزاعی به اجرا درآمده‌اند و این همان طی کردن مرز بین تجرید و انتزاع و پیوند آنهاست که بوسیله‌ی هنرمند به خوبی در قالب آثار گرافیکی متجلی شده است.
http://www.tehran-poster-biennial.com/exhibitions/barirani/default.asp


برگرفته از :http://www.amirrajaei.com/

 

() نظرات

 

همنشینی هنر بومی ایران با هنر غرب در کارهای گرافیک قباد شیوا

نویسنده: انسان موضوع: مبانی و اصول هنر،  گرافیک، 

 


پوستر قباد شیوا برای یازدهمین جشن هنر شیراز
بسمه تعالی
همنشینی هنر بومی ایران با هنر غرب در کارهای گرافیک قباد شیوا
شاید اولین چیزی که در برخورد با پوسترهای شیوا به ذهن متبادر می‌شود احساس نزدیکی با آنهاست و در اصطلاح خودمانی تصور کردن آنهامی‌باشد.این ویژگی یکی از اصلی‌ترین و باارزش‌ترین خصایص پوسترهای قباد شیوا می‌باشد. در حقیقت شیوا با نگاهی جهانی پوسترهایش را طرح میزند که این را می‌توان محصول سالهای تحصیل و تمرین در فرنگستان و بازبینی و تحقیق آثار بزرگان دانست. او به خوبی از ترکیب‌بندی‌ها و دانش هنری غرب آشنایی دارد. اما آنچه در کار او مهم است استفاده همزمان از این دانسته‌ها و علوم خود بعلاوه‌ی سرمایه‌ی غنی تصویرگری ایرانی است.
او در کارهای خود نوعی همنشینی بین هنر بومی ایرانی و هنر و علم غربی ایجاد کرده است و البته در اکثر کارهایش چنان از عهده‌ی این امر برآمده است که این همنشینی نه تنها آزار دهنده نیست که برعکس بسیار دلنشین نیز می‌باشد. معمولاً گرافیست‌ها را با شاخصه‌های خاص خودشان میشناسیم و کارهای آنها را بر اسا یک سری المانهایی تشخیص داده و معرفی میکنم که در دراز مدت تبدیل به سبک و سیاق کاری آنها می‌شود و در صورتی که از غنای تصویری خوبی برخوردار باشد و مورد تأیید جامعه‌ی حرفه‌ای هنرمندان و منتقدین قرار گیرد به مرور زمان و با توجه به شرایط جامعه تبدیل به یک سبک شده و در صورت منحصر به فرد بودنش با نام آن شخص پیوند می‌خورد.
پوستر کنگره فارس شناسی از قباد شیوا
در مورد قباد شیوا می‌توان گفت در اکثر کارهایش از نوعی تصویرسازی خاص خود استفاده می‌کند اما به هیچ وجه خود را وابسته به این نوع از کار نکرده و خود را در آن اسیر نمی‌کند. او به فراخور نوع کارهایش متناسب با موضوع و خلاقیت و اید‌ه‌ی خود ممکن است از هر نوع تکنیکی استفاده کند. در خیلی از پوسترهای او از عکس استفاده شده است و در بسیاری از آنها نوشته و تایپ نقش اصلی را ایفا میکنند.
قباد شیوا
اما نوع نقش و رنگهای مورد استفاده‌ی او در اکثر کارها (مخصوصاً پوسترهای با مخاطب داخلی) رنگ و بوی ایرانی دارند، استفاده از رنگهای گرم و پرجلای مینیاتورهای ایرانی، المانها و ترکیب‌بندی‌های نگارگری‌ها به شکلی غیرمستقیم و بسیار ظریف در کارهای او دیده می‌شود. کلید موفقیت و جذابیت کارهای او نیز دقیقا همین استفاده‌ی اصولی و دقیق از این عناصر با رویکردی نو و امروزی می‌باشد. یکی دیگر از ویژگی‌ها و جذابیت‌های کاری او بکارگیری لی‌اوت به عنوان جزیی فعال و پویا از تصویر به صورت حساب شده می‌باشد. او به نحوی بسیار خلاقانه از خطوط شکسته‌ی نستعلیق در کارهایش بهره می‌برد و بیشترین استفاده را از انرژی آنها می‌برد. این مطلب را بیشتر در کارهای متأخر او می‌بینیم. همین روند استفاده از خطوط شکسته‌ی نستعلیق در کارهای سالهای پیش اوست که منجر به پیدایش شبه فونت لطیف‌تر و روانتری در آثار متأخر او می‌شود که اکنون دیگر دارای پختگی لازم شده و به یک امضا برای شیوا تبدیل شده است.
پوستر بزرگداشت سعدی از قباد شیوا
http://www.shivadesign.com/
http://www.qoqnoos.com/body/graphic/shiva-ghobad/master.htm
http://www.britannica.com/search?query=Shiva,%۲۰Ghobad
http://en.wikipedia.org/wiki/Ghobad_Shiva
http://www.jazirehdanesh.com/find.php?item=۱۹.۵۷۲.۸۲۸.fa

 

() نظرات

 

روانشناسی رنگ‌ها و تأثیرات روانشناختی رنگ بر خصوصیات شخصیتی و روحی افراد

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک،  مبانی و اصول هنر، 

 

امروزه رنگ و رنگ شناسی به عنوان یک علم در سطح جهان مطرح می‌باشد. در عصر حاضر رنگ در علوم مختلف و از زوایای متفاوتی مورد مطالعه قرار می‌گیرد. جنبه‌هایی مانند فیزیک نور و رنگ، ساختار شیمیایی رنگها، جامعه شناسی رنگ، سمبل شناسی رنگ، رنگ در هنرهای تجسمی، مفاهیم و رویکردهای نشانه‌شناسی، اسطوره شناسی و روحانیت رنگ‌ها، درمان و شفای بیماران به وسیله‌ی رنگها یا منابع طبیعی رنگها، و نهایتاً جنبه‌های روانی و شخصیتی رنگها بر روی انسان. ..........

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

جایگاه عنوان بندی فیلم در گرافیک معاصر ایران

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک، 

 

دیگر دامنه و وسعت هنر گرافیک در دنیا بر کسی پوشیده نیست. این رشته که هم جبنه‌ی هنری دارد و هم جنبه‌ی غیرهنری و تجاری توانسته است تا جای خود را نه تنها در بین اکثر هنرها که در میان رسانه‌های جمعی نیز بگشاید. یکی از این رسانه‌ها تلوزیون و سینما می‌باشد که گرافیک نقش تعیین کننده‌ای در بیان تصویری آنها پیدا کرده است.......

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

هنر بسته بندی و تصاویر زیبایی از گرافیک تجاری جهان !

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک،  بسته بندی، 

 

نمیدونم آیا تا بحال شده که محصولی خصوصا در زمینه مایحتاج روزانه خریداری کنید و نوع بسته بندی ان شما رو به حیرت بیاندازه ؟ تا بحال چقدر به این موضوع فکر کردید که یک طراحی زیبا برای محصول خود سفارش بدید و چگونه به بازاریابی اون برنامه ریزی کردید ؟ شکی نیست که در دهه اخیر گرافیست های ایرانی به تقلید از گرافیست های برتر چهان در حوزه گرافیک تجاری ایده های زیبایی رو به این گرایش گرافیک تزریق نمودند که به نظر من یقینا ریشه در گسترش رسانه های ارتباطی خصوصا اینترنت و ماهواره داشته . البته این نکته رو میتونید در برنامه های تبلیغاتی و انیمیشنی صدا وسیما هم به وفور مشاهده کنید . طراحی گرافیکی بسته های محصولات بی شک یکی از مهم ترین و مشکل ترین گرایش های گرافیک به شمار میاد دلیلش هم کاملا مشخصه .نوع کار خروجی شما (که مطمئنا یک کار گروهی است !) در معرض دید و قضاوت هزاران مصرف کننده و یا کارشناس شرکت تولید کننده قرار خواهد گرفت و ظرافت طرح شما و منحصر بفرد بودن آن بسته به نوع موضوع تبلیغ تنها چیزیه که چشم آنها رو نوازش خواهد داد .

امروزه به هر کالایی که نگاه میکنید نمای خاصی از نمایش در اون رده رو مشاهده میکنید . از انجایی که بیشتر مردم در انتخاب نوع کالای خود به دلیل رقابت سخت شرکت های تولید کننده در نوعی سردرگمی نسبی بسر میبرند و توان ارزیابی محصولات در زمینه هایی مانند لوازم شوینده , آرایشی , غذایی و…. به دلیل هم سطح بودن شرکت های تولید کننده اصلی و یا خود ماهیت محصول , را دارا نیستند , اینجاست که یک ایده نو برای نمایش محصول شرکت خاصی گوی سبقت رو از دیگران برده و در باره زمانی مشخص , منجر به سود هنگفت از فروش محصول مورد نظر برای آن شرکت خواهد شد .
غیر از مواردی که بیان کردم موئلفه هایی چون مقاوم بودن بسته بندی بسته به نوع کالای هدف نیز بر ارجحیت یک بسته بندی تجاری کمکشایانی خواهد کرد . به همین علت در کنار مختصصین گررافیک حتما باید از افراد آگاه به این امور هم استفاده کافی صورت بپذیره . هر تولیدی بسته به ماهیت خود رنگ خاص خود را می طلبه و طراح می بایست با دانش و اطلاع كافی دست به انتخاب رنگ بزند.طراحی بسته بندی یكی از مهمترین زیرشاخه های هنر تبلیغات است و نقش ارزنده ای را در جریان اقتصادی جوامع بازی می كنه. باید تاکید کنم که صادرات كالاها بیش از آنكه به كیفیت محصول وابسته باشد در گرو طراحی خوب بسته بندی و مورد پسند خریدار است. طراحی لوگوی مناسب و متناسب با موضوع تولیدات , بر اساس معیار های بین المللی و عاری از هرگونه کپی برداری , نهایت استفاده از واژه “نوآوری” , استفاده از فونت های خاص بگونه ای که ماهیت زمانی و ملیتی محصول را مشخص کند , آشنایی به تاریخچه محصول و از همه مهمتر هنر تبلیغات با آن معیار های علمی اش (دانش تبلیغات) از مهمترین مولفه ای اند که بنظرم باید به آنها توجه ویژه شود . و نهایتا تولید این تبلیغ باید بهترین پیام در موضوع کالا را به ذهن مخاطب القا کنه . در واقع قراره این پیام به شكلی در ذهن مصرف کننده بشینه که ملكه ذهن اش بشه و برای صاحب كالا بابت هزینه؛ هر ریالی كه می‌پردازه بازده مناسبی داشته باشد.

شک نکنید در دنیا آژانس‌های تبلیغاتی موفق را یك تیم تشكیل می‌دهد كه متشكل از كارگردان هنری است كه به گرافیست می‌گوید چه كاری باید انجام دهد و ایده كلی را نیز او می‌دهد و همچنین به كار گرافیست برای آنكه از محدوده خواسته شده خارج نشود؛ نظارت می‌كند.

در هر صورت یک کار گروهی و ترکیبی از هنر گرافیک و هنر بسته بندی بهمراه معیار هایی که بیان کردم مطمئنا نتیجه ای جز ارتقای محصول , طراح و کارفرما رو نخواهد داشت . حال انتخاب با شماست !

صحبت در این زمینه رو در همینجا تمام میکنم و از شما میخوام تا چند طرح برتر ماه اوریل سال 2008 رو در زمینه گرافیک تجاری و هنر بسته بندی کالا در سطح جهان مشاهده کنید . یقینا لذت خواهید برد :

read moreبرای مشاهده ادامه مطلب کلیک نمایید

 

() نظرات

 

نمایشگاه پرو

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک، 

() نظرات

 

معرفی کتاب‌های حوزه‌ی طراحی گرافیک

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک،  معرفی کتاب، 

() نظرات

 

نکوداشت فخرالدین فخرالدینی در خانه عکاسان

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک، 

 


خانه عکاسان ایران با افتتاح نمایشگاه «شهر زیبای من» و تجلیل از فخرالدین فخرالدینی، پانزدهمین سال تاسیس خود را جشن می‌گیرد.
رسول اولیا زاده، مدیر خانه عکاسان ایران می گوید: در نمایشگاه شهر زیبای من، 200 عکس از 200 عکاس به نمایش در می‌آید و همزمان کتاب این نمایشگاه و دو نمایشگاه دیگر با عنوان «ما می‌توانیم» و «نماز و شکوفایی» رونمایی می‌شود.
در بخش تجلیل نیز، تندیس هادی شفاییه به پاس یک عمر تلاش فخرالدین فخرالدینی، به وی اهدا خواهد شد و 40 اثر از این پیشکسوت پرتره نگاری، در قطع بزرگ در یکی از نگارخانه‌های حوزه هنری به نمایش در می‌آید.
برنامه‌های سالروز تاسیس خانه عکاسان ایران، پنج‌شنبه 26 شهریور 88 در حوزه هنری برپا می‌شود.

 

() نظرات

 

عکسهایی جالب با خلاقیت انسان و نه فتوشاپ!

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک،  عکاسی، 

() نظرات

 

گرافیك محیطی چیست؟

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک،  گرافیک محیطی،  گرافیک تجاری و تبلیغاتی، 

() نظرات

 

برند دقیقاً یعنی چی ؟

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک،  گرافیک تجاری و تبلیغاتی، 

 

«برند». احتمالا شما بارها و بارها به این واژه برخود کرده‌اید و حتی خود بارها از آن استفاده کرده‌اید، اما آیا واقعا می‌دانید معنی و مفهوم «برند» چیست و آیا مطمئن هستید که این واژه را غلط یا نا به جا مورد استفاده قرار نداده‌اید؟ این مطلب می‌کوشد تعریفی درست از این مفهوم حیاتی در اقتصاد امروز جهان ارائه دهد.

احتمالا عامیانه‌ترین و دم دست‌ترین تعریف ممکن برای واژه «برند» این است: «نامی که مستقیما دلیل فروش کالاها یا استفاده از خدمات مورد استفاده قرار می‌گیرد».

مشخص است که برند فقط یک نام نیست بلکه بک نشانه یا سمبل یا آرم گرافیکی نیز دارد که منحصر به فرد است بنابراین می‌توان این مفهوم را برای «برند» ارائه داد: «برند نام یا نمادی است که با هدف فروش کالاها یا ارائه خدمات مورد استفاده قرار می‌گیرد».

اما قطعا اگر اندکی تامل کنید متوجه می‌شوید که هدف از ایجاد یک برند، چیزی فراتر از فروش کالا یا ارائه خدمات هدف است. برند علاوه بر اینکه سهم بازار را زیر تسلط خود نگه دارد، برای رشد کسب و کار هم راه‌هایی را مطرح می‌کند و کارکنان ماهر و مستعد را جذب و حفظ می‌کند و ارزش خود را نزد سهامداران مجموعه هم ارتقا می‌بخشد.

این‌گونه است که جان میلیر و دیویدمور این تعریف را برای برند ارائه می دهند: «برند نام یا نمادی است که سازمان آن را با هدف ارزش آفرینی برای محصولات خود مورد استفاده قرار می‌دهد».

اما مسئله اینجا است که حالا «برند» صرفا یک نام یا نمادی نیست بلکه عناصر دیگری چون تجربه‌ها، شنیده‌ها، روایات و خاطره‌های ذهن افراد، ویژگی‌های خاص افراد مصرف کننده از آن و حتی موقعیت مکانی مراکز فروش یا ارایه محصولات و قیمت آن‌ها هم در این مجموعه در هم تنیده شده و همه آنها با هم مفهوم «برند» را بوجود آورده‌اند».

در مجموع یکی از بهترین تعریف‌های برند توسط گاردنر و لوی در سال 1955 ارائه شده است: «برند عادی پیچیده است که دامنه متنوعی از ایده‌ها و ویژگی‌ها را در بر می‌گیرد. برند نه‌تنها با استفاده از آهنگ خود (و نیز معنی و مفهوم لغوی خود)بلکه مهمتر از آن با استفاده از هر عاملی که در طول زمان با آن آمیخته‌اند و در جامعه به صورت هویتی شناخته شده و نمود یافته است، با مشتری سخن می‌گوید».

البته تعاریف دیگری هم در مورد برند مورد استفاده قرار گرفته از جمله تعریف استفن کینگ که معتقد است: «محصول چیزی است که در کارخانه‌ها ساخته می‌شود و برند چیزی است که مشتری آن را خریداری می‌کند».

از تعاریف بالا متوجه شدید که برند مفهومی پیچیده است که جزئیات متعددی دارد، شاید بهتر باشد برای روشن شدن بحث دو وجه جداگانه برند را مورد بررسی قرار دهیم.

اول؛برند دستاورد رفتار است:
یک اصل بین کمدین‌ها پذیرفته شده است؛ نیازی نیست به مردم بگویی که من بامزه هستم و کارهای خنده داری می‌کنم، فقط آن‌ها را بخندان، این اصل در مورد برند نیز مصداق دارد.

مصرف کننده‌ها برند را بر اساس فعالیت‌ها و عملکردی که دارند و نه بر اساس هزینه‌ها و فعالیت‌های تبلیغاتی آن‌ها مورد قضاوت قرار می‌دهند.
در واقع تنها یک تجربه به مشتری بهترین و حساب شده‌ترین تبلیغات را نابود می‌کند.

تمام عملکردها و فعالیت‌های یک سازمان قابلیت تاثیر گذاری بر «برند» را دارند و برای همین جهت‌گیری کلی سازمان باید برای خلق برند برتر یکپارچه شود.

کریستین ژیواژ در این مورد این تعریف را ارائه داده است: «برند شما تعهد و یا وعده‌ای است که شما را در هر حرکت و تصمیم‌گیری سازمانی، در هر اقدام بازاریابی و هر تعامل با مشتری به او می‌دهید و در دراز مدت هم تلاش می‌کنید به آن‌ها وفادار باشید».

دوم؛برند تنها در ذهن‌ها است:
برخی از مدیران این واقعیت مسلم را که این انسان‌ها هستند که به برندها حیات می‌بخشند نه سازمان آن‌ها، را نادیده می‌گیرند.

هیچ‌کس نمی‌تواند برند را در کارخانه یا محل فعالیت خود یا در تراز مالی موسسه خود پیدا کند بلکه باید آن را در ذهن مصرف کننده‌ها، کارکنان، تامین کننده‌ها، مواد مورد نیاز و سایر افراد مرتبط با موسسه بجوید.

به بیان دیگر «برند» دارای ماهیتی اجتماعی است و قدرتمندترین برندها آن‌هایی هستند که همه افراد مرتبط با آن‌ها نسبت به آن حس مالکیت داشته و آن را متعلق به خود می‌دانند و در مورد آن می‌گویند: «اسم برند دلخواه من است».
یک مثال ساده برای تشرح این وجه برند، یک روزنامه است. یک روزنامه حاصل فرایند رفتاری یا به عبارت ساده‌تر حاصل انتخاب مقالات، تیترها و عکس‌ها و موارد مشابه است که این عناصر حاصل فعالیت‌های روزانه روزنامه‌نگاران و سردبیران است. اما افراد مختلف از هر روزنامه برداشت و تصویر ذهن خاص خود را دارند و حتی کسانی که هیچ وقت روزنامه نخوانده‌اند تصویری از آن و خوانندگان دارند، اما تنها طرفداران پروپا قرص که هر روز این روزنامه را می‌خرند هستند که باور دارند «این روزنامه من است».

یک روزنامه، نویسندگان و خوانندگان خود را به هم پیوند می‌زند. انتشار روزنامه یک سیستم پیچیده از قضاوت‌ها، ارزش‌گذاری ها، اظهار نظر‌ها و... را شکل می‌دهد و در نهایت همه این مسائل در نام روزنامه متبلور می‌شود. این نام به نویسندگان و کارکنان و خوانندگان این امکان را می‌دهد که درک مشترکی از موضع گیری‌ها و رویکردهای روزنامه نسبت به اخبار و مخاطبان خود داشته باشند، این همان مفهوم حضور «برند» در ذهن افراد است.

 

() نظرات

 

فرهنگ تبلیغات

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک،  گرافیک تجاری و تبلیغاتی، 

 

فرهنگ تبلیغات...برنامه تبلیغاتی یکپارچه (Advertising campaign)

در مدیریت تبلیغات، مجموعه عملیات برنامه ریزی شده برای تبلیغ کردن یک موسسه یا کالاهای آن.
“برنامه تبلیغاتی” توسط یک “دفتر تبلیغاتی” (یا یک شخص یا گروه که وظایف دفتر تبلیغاتی را انجام می دهد) تدوین و اجرا می شود و در واقع، سازمان بندی داخلی دفتر تبلیغاتی برای اجرای برنامه تبلیغاتی است.


نکته در الگوی سیستمی مدیریت تبلیغات، برنامه تبلیغاتی، عنصر نیست، بلکه خروجی عنصر دفتر تبلیغاتی است. مثلا یک دفتر تبلیغاتی فرضی، که دارای سازمان داخلی متشکل از شش مدیریت است، یک ورودی شرح وظایف تبلیغات و یک خروجی برنامه تبلیغاتی دارد.
هر برنامه تبلیغاتی بسته به اوضاع و نوع بازار و مخاطبان تبلیغات ممکن است به روش مخصوص به خود انجام شود . اما به طور کلی، براساس الگو سازی سیستمی و تعریف دفتر تبلیغاتی، در همه برنامه تبلیغاتیها مراحل کم وبیش مشابهی طی می شوند که عبارتند از :


1 . ارزیابی "بازار" که در آن مشخص می شود بازار یا مشتریان کالای عرضه شدنی چه خصوصیاتی دارد، عکس العمل رقبای تبلیغاتی با مشاهده و آگاهی از برنامه تبلیغاتی چگونه پیش بینی می شود،
"سهم از بازار" فعلی آگهی دهنده چقدر است و چه عواملی را می توان به عنوان عوامل بزرگ و کوچک فهرست کرد که در تعیین استراتژی ارزیابی بازار کاربرد داشته باشد، نیز ممکن است از آمارهای موسسات پژهشی تبلیغات استفاده شود.

2 . تعیین "هدفهای تبلیغات" که در آن وظایف هر یک از قسمتهای "دفتر تبلیغاتی" طرح ریزی می شود ، مثلا "سهم از بازار" مطلوب و مورد درخواست آگهی دهنده چقدر است ؟

3 . محاسبات و تعیین "بودجه تبلیغات" که در آن، با توجه به مراحل قبلی تعیین می گردد که چه بودجه ای برای تبلیغات ، بازدهی بیشینه ایجاد می کند ،مثلا مراجعه به درب منزل مشتریان ، تقریبا به بودجه ای نیاز ندارد ، اما تبلیغات در تلویزیون بسیار گران است.

4 . طرح ریزی "گروه خلاقیت" که شامل تدوین برنامه برای کار گروه خلاقیت است، مهمترین اشتباهها در این مرحله انجام می شود و اشتباه در این مرحله ممکن است منجر به بدهکار شدن و ورشکست شدن گردد.

5 ." طرح ریزی رسانه ها" یا انتخاب رسانه. در این مرحله به دقت مشخص می شود که با توجه به داده های چهار مرحله قبل، از چه رسانه هایی و چه مقدار "فضا" و "زمان"، و چند نوبت تکرار باید استفاده شود.

6 . طرح ریزی گروه "طراحی نسخه" در این مرحله، شرح وظایف و برنامه کار طراحان هنری نسخه تعیین می گردد.

7 . آزمایش و باز بینی پیش از انتشار نسخه. در این مرحله از شیوه های مختلف "نظرسنجی" استفاده می شود. تا مشخص گردد که آیا از نسخه ها استقبال خواهد شد؟ و استقبال چگونه خواهد بود ؟ همچنین در این مرحله ، ممکن است برخی از امور به مراحل قبلی بازگردانده و از نو اجرا شوند .

8 . طرح ریزی برای "گروه تولید" در این مرحله، نسخه ها و دستورالعلها، به گروه تولید داده می شود تا متون چاپ، برنامه های رادیویی و تلویزیونی، آگهی های خیابانی، آگهی های پستی و غیره تولید یا به اجرا گذاشته شوند.ممکن است امور اجرایی ای مرحله خارج از موسسه انجام شود که احتمالا هیچ تخصصی در تبلیغات ندارند .

9 . پس از اجرای مراحل قبلی ، کار به پاین نمی رسد و بسته بو نوع قرارداد برای برنامه تبلیغاتی ممکن است اموری همچون نظارت، تصحیح خطاها ، گسترش دادن برنامه تبلیغاتی مقابله با برنامه تبلیغاتی رقبای تازه ، و غیره انجام شود ، نگاه کنید به پژوهش تبلیغات .

نکته: در کلیه مراحل برنامه تبلیغاتی یک گروه به نام گروه هماهنگی ، امور مربوط به مدیریت کلی و هماهنگ سازی گروههای مختلف را به عهده دارد . همچنین ، گروه یا شخصی ، امور پاسخگویی به ارباب رجوع را به عهده دارد که ممکن است در کار گروههای دیگر نیز تاثیر داشته باشد.

 

() نظرات

 

خلاقیت در تبلیغات

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک تجاری و تبلیغاتی،  گرافیک، 

 

از آنجایی که پی بردن و کشف و شاید خلق یک اثر خلاقه نیاز به غور و تفحص فراوانی دارد و از آنجا که همواره "مرغ همسایه غاز است" زیاد غلط به نظر نمی رسد و از آنجا که درک و مکاشفه در یک اثر هنری آمیخته با خلاقیت و نوگویی و احیانا نوآوری همواره موجبات ذوق و نشاط و انبساط خاطر و چه بسا باطن را فراهم می کند و در تاکید به لزوم ترویج و رونق هر چه بیشتر و فزونتر قوای خلاقه در ابنای بشر و علی الخصوص جماعت طراح و تبلیغاتچی و در راستای این که هر چه بیشتر گفتند و گفتیم (احیانا) کمتر اثر کرد و هر چه نوشتند و نوشتید بیشتر بی فایده نمود صواب و ثواب را توامان در این دیدیم که بنمایانیم و بشناسانیم حداقل آنچه را که دیده ایم و آنچه را که شناخته ایم از برزگان و خواص ِ خلاق ِ خالق و از طرح زن و تبلیغات کن ِ سراسر گیتی در این مقال و در این مقاله بیاوریم تا چشمان کم دیده و نادیده ی خلایق دیزاینر این مملکت هم روشن شود و چه بسا نکات و آموزه هایی فرا گرفته شود. باشد تا دیگر نخواهیم و نبینیم پرداختن صرف به شوخی و مطایبات بی فایده و بی ثمر و بی هدف را در تولیدات داخل مان و هر از گاهی هم بخواهیم و نیز بتوانیم یا بتواناییم خود را و دیگران را نو دیدن و نو پرداختن و نو اندیشیدن. مجال اندک ست و واقعه سخت نامنتظر. پس به عینه می بینیم و چندان که نیاز است حواشی نگاری می کنیم :
اول : در این تبلیغ یگانه و نادر همچنان که می بینید شعار " ما به سمت سوخت گیاهی می رویم. آنچنان تمیز که می توان نوشید " می باشد و بر خلاف تمام طراحان داخل و بر عکس تصورات عامه و بنا بر گفته تاریخی مهدی اخوان ثالث عزیز، طراح غربی مزبور نیازی به گذاشتن علامت تعجب در انتهای متن خود ندیده است و جمله را با یک نقطه پایان داده است. به طرز نگرش طراح و نوع چیدمان پسر و دختر و همچنین کلافگی پسر از دل نکندن دختر از خوردن و نوع ایده یابی مدیر هنری توجه کنید. تصور کنید در جایی همچون ایران بخواهید چنین نگاهی را به منصه برسانید از تمام اعضا و جوارح مسئول و غیر مسئول تا یکان یکان سفارش دهندگان طراح را نابود و یا ریشه اش را خشک می کنند که این چه وا نفسای فکری و این چه مصیبت است که سوخت گیاهی را به این نحو تبلیغ می کنی و چرا ملت را به خوردن و یا همان نوشیدن سوخت و هدر رفتن آن وادار و یا ترغیب می کنی؟! این اثر می پردازد به بیان پاک بودن و تمیز بودن این سوخت ها و در واقع اعلان و اعلام برتری و رجحان این سوخت بر دیگر سوخت های فسیلی و غیره...




دوم : اگر خطوط سفید اطراف بدن میت را تشخیص ندادید عرض شود که آنها در واقع سیم هستند و سیم هایی از یک هدفون هستند و نام تجاری هدفون هم به ما ارتباطی ندارد چرا که ما قصد تبلیغ نداریم، آنها داشتند که به بهترین نحو هم از عهده برون آمدند. " مواظب ماشین ها باشید هنگامی که با هدفون چیزی گوش می کنید " ترجمه را برای قابل فهم تر شدن کمی تغییر دادم. چه چیز را بیان می کند؟ اوج صدا و کیفیت و بلندی و و وضوح بیش از اندازه که شما را چنان بیخود می کند که خبردار نیستید که ماشین شما را زیر کرده است. بنابراین این تبلیغ علاوه بر این که کالا و محصول خود را عرضه و اعلان می کند یک پیام انسان دوستانه و صادقانه و در واقع آمیخته و ممزوج با طنز هم چاشنی کار می کند. از کجا که واقعا برای کسی چنین سانحه ای پیش نیاید؟ مسلما این طرح از بسیاری از تبلیغات یک خطی و بی فایده و بی تاثیر و فقط برخوردار از جلوه های تصویری و رنگ و لعاب دار بهتر و موثرتر خواهد بود. هر چند که عمق نبوغ در پیام و دیزاین این آگهی و موارد مشابه نیازی به تذکره و آگاهی دادن ندارد اما به هر حال جهت ایجاد کنجکاوی هم که شده عرض کردیم.



سوم : این اثر را صرفا به خاطر نوع پرداخت متفاوت و بسیار یکدست و بهره بردن از مورد غریبی به اسم عکاسی آوردم که یادمان نرود که همه چیز قرار نیست از پیش آماده و حاضر باشد و تنها مونتاژ توسط طراح صورت بگیرد. چنانکه می بینید کل اثر جز به جز در نظر گرفته شده است.



چهارم : اگر بیان کنید که تحت تاثیر قرار نگرفته اید و همین الان دستتان را نشسته اید به احتمال فراوان دروغ می گویید یا حداقل راست نمی گویید! البته این نکته همیشه در مبحث تبلیغات مورد مجادله است که مثلا صحبت از پاکی و پاکیزگی خوب است، اما نمی تواند تبلیغ خوبی برای نوع خاص و یا نشان تجاری مخصوصی باشد. به بیان دیگر شما می توانید در این آگهی بگویید که "اگر شما کاملا تمیز نباشید چرکین هستید" و با این کرم ها و مخصوصا وضعیت ترحم برانگیز بیمار در حال خوردن دارو از دست کثیف شما و دیگر قضایا به این نتیجه برسید که هر چه زودتر دست خود را با "چیزی" بشویید اما مجادله در اینجاست که این تبلیغ و دیگر همسانان آن از لحاظ بیان پیام، مزیت و برتری کالای خود را (در واقع "چیز" خود را) اعلام نمی کنند بلکه در یک دید کلی و ارشاد کننده مخاطب را به سوی تمیزی و پاکی ترغیب می کنند.



پنجم : "واقعا مستحکم". درست حدس نزده اید این آگهی راجع به خانه سازی یا طرح ضربتی خانه دار کردن ملت یا اتوبان کشی یا تقاضای تکنسین نقشه بردار یا تبلیغ دوربین هوایی و... نیست. بلکه سیمان را می گوید: اینقدر سیمان به کار رفته مستحکم و قوی ست که نمی شود آن را تخریب کرد و این قدر این استحکام ادامه دارد و دست بردار نیست که سازندگان اتوبان مجبور شده اند که از اطراف منزل مسیر را عبور دهند! همان طور که احیانا می دانید اغراق یکی از اصول همیشگی هم در تبلیغ و هم در طنز است و از آنجا که طنز می تواند حس خودبرتر بینی و سودخواهی و منفعت طلبی و در واقع به نوعی "توهم نه چندان نادرست فریب دادن اذهان عمومی در جهت خرید از تشکیلات ما" را در مورد تولیدکننده و سازنده و موسسه و... خلاصه هر سفارش دهنده آگهی ، کاهش دهد و افکار را به جای جبهه گیری و نپذیرفتن و احیانا رد و طرد ادعاهای مستتر در تبلیغ، به نوعی خنده و تحسین وادارد بسیار و بسیارتر از بسیار مورد استفاده قرار می گیرد... طنز را عرض می کنم! بنابراین کارخانه سیمان ساز فوق به جای این که رک و راست و مستقیم به شما بگوید که به جان مادرم این سیمان خیلی خوب می چسبد، شما را درگیر یک ماجرای طنز می کند و در واقع شما را وا می دارد که شخصا نتیجه گیری کنید و شما هم به جای این که سیمان فوق را مسخره کنید و بگویید که دروغ می گوید، قاعدتا شروع به تحسین و تعریف می کنید.



ششم : اگر بخواهید باز هم از اغراق، این پدیده غریب و در عین حال قریب عالم بشریت بهره بگیرید و آگهی یک دوربین پاد لرزه را طراحی کنید چه می کنید؟ مسلما این کار را که طراح آگهی فوق یا ذیل (بنا به نوع صفحه بندی!) انجام داده انجام نمی دهید! آگهی عرضه دوربین پاد لرزه به همین راحتی... چیز دیگری برای گفتن لازم دارد؟



هفتم : خارق العاده ست. یکی از ویژگی های من در هنگام نوشتن این است که بیشتر در هنگام نابود کردن (نقد کردن سابق!) یک اثر می توانم تمام عمق فاجعه را بیرون کشیده و نامبرده را مورد انتقاد قرار دهم. اما در مواردی که قرار است تعریفی و تمجیدی از ژرفای نبوغ و خلاقیت یک کار داشته باشم چندان به دل خودم نمی نشیند. یعنی در واقع انسان ِ نوعی نمی داند که از چه بگوید و چطور بگوید. نمونه اش هم همین است. "تمام فندق های دنیا در بهترین شکلات" و این تنها یک شعار است که ما مشابه اش را در همین ایران هم بارها و بارها با بی مزگی هر چه تمام تر شنیده و دیده ایم. اما به قول شاعر گفتنی ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا. این جمله در واقع مانند خبری در نظر گرفته می شود که سنجاب (؟) فوق آن را می بیند و یا می شنود و با دانستن این که دیگر فندقی برایش باقی نمانده خودکشی می کند. یکی دیگر از مسایلی که در ساخت یک تبلیغ مهم است و ما کاری یه اخلاقی بودن یا نبودنش در موارد خاص نداریم، باور کردن و اعتقاد داشتن خود طراحان و گروه ایده پرداز است. یعنی طراح مزبور باید بخواهد و بعد از آن بتواند که سفارش دهنده را باور کند و تمام ذهن و خلاقیت خود را در جهت پیشرفت کار تبلیغ و موفق کردن وی به کار بگیرد نه این که به فکر سفارش بعدی خود باشد و تنها بخواهد این پروژه را هر چه زودتر از سر باز کند. مادامی که طراح آگهی ِ بالا یا پایین (بنا به نوع صفحه بندی!) اعتقاد راسخ نداشته باشد که شکلات مورد نظر از فندق های اعلا بهره می گیرد و این بهره گیری چنان زیاد است که می تواند به کمبود فندق و چه بسا تمام شدن آن در کل گیتی بیانجامد و در نتیجه برای استفاده کنندگان از فندق مشکل ایجاد کند، به فکر سنجاب که منبع اصلی تغذیه اش فندق است هم نمی افتد تا در ادامه به نا امیدی و بیچارگی و سرانجام تصمیم به خودکشی و نهایتا دادن اسلحه به دست او بیاندیشد و چنین شاهکاری را بیافریند.



هشتم : " این اتفاق می افتد وقتی که تو می نوشی و رانندگی می کنی " با توجه به رنگ های به کار رفته و دیدن کار در ابعاد بزرگ به راحتی احساس می شود که چشمان مان در حال گیج رفتن و تار شدن و به قولی دو دو زدن می شود. علاوه بر هشدارآمیز بودن پوستر، تکرار جمله و سایه های مختلف برای هر جمله و کنتراست رنگ ها و بسیاری دیگر به گمانم کاملا می فهماند که اگر بنوشید و رانندگی کنید این گونه می بینید و در نتیجه به احتمال نزدیک به 99.98 درصد تصادف می کنید یا پلیس بزرگراه شما را می گیرد. در ضمن جمله کوچک پایین کادر اضافه می کند که " این سال نویی مواظب باش " این را هم بگویم که تصور کنید چه طنز در طنزی می شود اگر راننده بیننده این پوستر خودش "نوشیده" باشد، دیگر این پوستر را چگونه می بیند ما نمی دانیم، اما می دانیم که ممکن است برای تلاش در خواندن همین نوشتار دچار تصادف شود!



نهم : اول از همه عرض شود که اینها صفحات یک مجله هستند و این آگهی برای دو صفحه مجله در نظر گرفته شده بوده است! یعنی یک تبلیغ دو صفحه ای برای دو طبیعتا دو صفحه از یک نشریه . ماجرا چیست؟ ما هشت تا را گفتیم این یکی با شما... مثل این که فایده ندارد... خودمان می گوییم... بله این آگهی برای یک نوع چاقوست که از بس برنده است تو گویی که برشی در راستای صفحات کتاب به ماهی بیچاره داه است و چه حس آمیزی ظریف و چه ابتکار جالبی و همچنین توجه کنید به سایه های زیر نیمه های ماهی و نزدیکی آنها به محل تا که بجا و درست در جهت بعد دادن به تصویر بکار گرفته شده. تصور اولیه بر این است که ماهی نصف شده است و کمی بعدتر این حس متبادر می شود که انگار ضخامت یک برگ کاغذ توسط چاقو از وسط بریده شده است!

 

() نظرات

 

خلاقیت در تبلیغات

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک،  گرافیک تجاری و تبلیغاتی، 

 

از آنجایی که پی بردن و کشف و شاید خلق یک اثر خلاقه نیاز به غور و تفحص فراوانی دارد و از آنجا که همواره "مرغ همسایه غاز است" زیاد غلط به نظر نمی رسد و از آنجا که درک و مکاشفه در یک اثر هنری آمیخته با خلاقیت و نوگویی و احیانا نوآوری همواره موجبات ذوق و نشاط و انبساط خاطر و چه بسا باطن را فراهم می کند و در تاکید به لزوم ترویج و رونق هر چه بیشتر و فزونتر قوای خلاقه در ابنای بشر و علی الخصوص جماعت طراح و تبلیغاتچی و در راستای این که هر چه بیشتر گفتند و گفتیم (احیانا) کمتر اثر کرد و هر چه نوشتند و نوشتید بیشتر بی فایده نمود صواب و ثواب را توامان در این دیدیم که بنمایانیم و بشناسانیم حداقل آنچه را که دیده ایم و آنچه را که شناخته ایم از برزگان و خواص ِ خلاق ِ خالق و از طرح زن و تبلیغات کن ِ سراسر گیتی در این مقال و در این مقاله بیاوریم تا چشمان کم دیده و نادیده ی خلایق دیزاینر این مملکت هم روشن شود و چه بسا نکات و آموزه هایی فرا گرفته شود. باشد تا دیگر نخواهیم و نبینیم پرداختن صرف به شوخی و مطایبات بی فایده و بی ثمر و بی هدف را در تولیدات داخل مان و هر از گاهی هم بخواهیم و نیز بتوانیم یا بتواناییم خود را و دیگران را نو دیدن و نو پرداختن و نو اندیشیدن. مجال اندک ست و واقعه سخت نامنتظر. پس به عینه می بینیم و چندان که نیاز است حواشی نگاری می کنیم :
اول : در این تبلیغ یگانه و نادر همچنان که می بینید شعار " ما به سمت سوخت گیاهی می رویم. آنچنان تمیز که می توان نوشید " می باشد و بر خلاف تمام طراحان داخل و بر عکس تصورات عامه و بنا بر گفته تاریخی مهدی اخوان ثالث عزیز، طراح غربی مزبور نیازی به گذاشتن علامت تعجب در انتهای متن خود ندیده است و جمله را با یک نقطه پایان داده است. به طرز نگرش طراح و نوع چیدمان پسر و دختر و همچنین کلافگی پسر از دل نکندن دختر از خوردن و نوع ایده یابی مدیر هنری توجه کنید. تصور کنید در جایی همچون ایران بخواهید چنین نگاهی را به منصه برسانید از تمام اعضا و جوارح مسئول و غیر مسئول تا یکان یکان سفارش دهندگان طراح را نابود و یا ریشه اش را خشک می کنند که این چه وا نفسای فکری و این چه مصیبت است که سوخت گیاهی را به این نحو تبلیغ می کنی و چرا ملت را به خوردن و یا همان نوشیدن سوخت و هدر رفتن آن وادار و یا ترغیب می کنی؟! این اثر می پردازد به بیان پاک بودن و تمیز بودن این سوخت ها و در واقع اعلان و اعلام برتری و رجحان این سوخت بر دیگر سوخت های فسیلی و غیره...




دوم : اگر خطوط سفید اطراف بدن میت را تشخیص ندادید عرض شود که آنها در واقع سیم هستند و سیم هایی از یک هدفون هستند و نام تجاری هدفون هم به ما ارتباطی ندارد چرا که ما قصد تبلیغ نداریم، آنها داشتند که به بهترین نحو هم از عهده برون آمدند. " مواظب ماشین ها باشید هنگامی که با هدفون چیزی گوش می کنید " ترجمه را برای قابل فهم تر شدن کمی تغییر دادم. چه چیز را بیان می کند؟ اوج صدا و کیفیت و بلندی و و وضوح بیش از اندازه که شما را چنان بیخود می کند که خبردار نیستید که ماشین شما را زیر کرده است. بنابراین این تبلیغ علاوه بر این که کالا و محصول خود را عرضه و اعلان می کند یک پیام انسان دوستانه و صادقانه و در واقع آمیخته و ممزوج با طنز هم چاشنی کار می کند. از کجا که واقعا برای کسی چنین سانحه ای پیش نیاید؟ مسلما این طرح از بسیاری از تبلیغات یک خطی و بی فایده و بی تاثیر و فقط برخوردار از جلوه های تصویری و رنگ و لعاب دار بهتر و موثرتر خواهد بود. هر چند که عمق نبوغ در پیام و دیزاین این آگهی و موارد مشابه نیازی به تذکره و آگاهی دادن ندارد اما به هر حال جهت ایجاد کنجکاوی هم که شده عرض کردیم.



سوم : این اثر را صرفا به خاطر نوع پرداخت متفاوت و بسیار یکدست و بهره بردن از مورد غریبی به اسم عکاسی آوردم که یادمان نرود که همه چیز قرار نیست از پیش آماده و حاضر باشد و تنها مونتاژ توسط طراح صورت بگیرد. چنانکه می بینید کل اثر جز به جز در نظر گرفته شده است.



چهارم : اگر بیان کنید که تحت تاثیر قرار نگرفته اید و همین الان دستتان را نشسته اید به احتمال فراوان دروغ می گویید یا حداقل راست نمی گویید! البته این نکته همیشه در مبحث تبلیغات مورد مجادله است که مثلا صحبت از پاکی و پاکیزگی خوب است، اما نمی تواند تبلیغ خوبی برای نوع خاص و یا نشان تجاری مخصوصی باشد. به بیان دیگر شما می توانید در این آگهی بگویید که "اگر شما کاملا تمیز نباشید چرکین هستید" و با این کرم ها و مخصوصا وضعیت ترحم برانگیز بیمار در حال خوردن دارو از دست کثیف شما و دیگر قضایا به این نتیجه برسید که هر چه زودتر دست خود را با "چیزی" بشویید اما مجادله در اینجاست که این تبلیغ و دیگر همسانان آن از لحاظ بیان پیام، مزیت و برتری کالای خود را (در واقع "چیز" خود را) اعلام نمی کنند بلکه در یک دید کلی و ارشاد کننده مخاطب را به سوی تمیزی و پاکی ترغیب می کنند.



پنجم : "واقعا مستحکم". درست حدس نزده اید این آگهی راجع به خانه سازی یا طرح ضربتی خانه دار کردن ملت یا اتوبان کشی یا تقاضای تکنسین نقشه بردار یا تبلیغ دوربین هوایی و... نیست. بلکه سیمان را می گوید: اینقدر سیمان به کار رفته مستحکم و قوی ست که نمی شود آن را تخریب کرد و این قدر این استحکام ادامه دارد و دست بردار نیست که سازندگان اتوبان مجبور شده اند که از اطراف منزل مسیر را عبور دهند! همان طور که احیانا می دانید اغراق یکی از اصول همیشگی هم در تبلیغ و هم در طنز است و از آنجا که طنز می تواند حس خودبرتر بینی و سودخواهی و منفعت طلبی و در واقع به نوعی "توهم نه چندان نادرست فریب دادن اذهان عمومی در جهت خرید از تشکیلات ما" را در مورد تولیدکننده و سازنده و موسسه و... خلاصه هر سفارش دهنده آگهی ، کاهش دهد و افکار را به جای جبهه گیری و نپذیرفتن و احیانا رد و طرد ادعاهای مستتر در تبلیغ، به نوعی خنده و تحسین وادارد بسیار و بسیارتر از بسیار مورد استفاده قرار می گیرد... طنز را عرض می کنم! بنابراین کارخانه سیمان ساز فوق به جای این که رک و راست و مستقیم به شما بگوید که به جان مادرم این سیمان خیلی خوب می چسبد، شما را درگیر یک ماجرای طنز می کند و در واقع شما را وا می دارد که شخصا نتیجه گیری کنید و شما هم به جای این که سیمان فوق را مسخره کنید و بگویید که دروغ می گوید، قاعدتا شروع به تحسین و تعریف می کنید.



ششم : اگر بخواهید باز هم از اغراق، این پدیده غریب و در عین حال قریب عالم بشریت بهره بگیرید و آگهی یک دوربین پاد لرزه را طراحی کنید چه می کنید؟ مسلما این کار را که طراح آگهی فوق یا ذیل (بنا به نوع صفحه بندی!) انجام داده انجام نمی دهید! آگهی عرضه دوربین پاد لرزه به همین راحتی... چیز دیگری برای گفتن لازم دارد؟



هفتم : خارق العاده ست. یکی از ویژگی های من در هنگام نوشتن این است که بیشتر در هنگام نابود کردن (نقد کردن سابق!) یک اثر می توانم تمام عمق فاجعه را بیرون کشیده و نامبرده را مورد انتقاد قرار دهم. اما در مواردی که قرار است تعریفی و تمجیدی از ژرفای نبوغ و خلاقیت یک کار داشته باشم چندان به دل خودم نمی نشیند. یعنی در واقع انسان ِ نوعی نمی داند که از چه بگوید و چطور بگوید. نمونه اش هم همین است. "تمام فندق های دنیا در بهترین شکلات" و این تنها یک شعار است که ما مشابه اش را در همین ایران هم بارها و بارها با بی مزگی هر چه تمام تر شنیده و دیده ایم. اما به قول شاعر گفتنی ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا. این جمله در واقع مانند خبری در نظر گرفته می شود که سنجاب (؟) فوق آن را می بیند و یا می شنود و با دانستن این که دیگر فندقی برایش باقی نمانده خودکشی می کند. یکی دیگر از مسایلی که در ساخت یک تبلیغ مهم است و ما کاری یه اخلاقی بودن یا نبودنش در موارد خاص نداریم، باور کردن و اعتقاد داشتن خود طراحان و گروه ایده پرداز است. یعنی طراح مزبور باید بخواهد و بعد از آن بتواند که سفارش دهنده را باور کند و تمام ذهن و خلاقیت خود را در جهت پیشرفت کار تبلیغ و موفق کردن وی به کار بگیرد نه این که به فکر سفارش بعدی خود باشد و تنها بخواهد این پروژه را هر چه زودتر از سر باز کند. مادامی که طراح آگهی ِ بالا یا پایین (بنا به نوع صفحه بندی!) اعتقاد راسخ نداشته باشد که شکلات مورد نظر از فندق های اعلا بهره می گیرد و این بهره گیری چنان زیاد است که می تواند به کمبود فندق و چه بسا تمام شدن آن در کل گیتی بیانجامد و در نتیجه برای استفاده کنندگان از فندق مشکل ایجاد کند، به فکر سنجاب که منبع اصلی تغذیه اش فندق است هم نمی افتد تا در ادامه به نا امیدی و بیچارگی و سرانجام تصمیم به خودکشی و نهایتا دادن اسلحه به دست او بیاندیشد و چنین شاهکاری را بیافریند.



هشتم : " این اتفاق می افتد وقتی که تو می نوشی و رانندگی می کنی " با توجه به رنگ های به کار رفته و دیدن کار در ابعاد بزرگ به راحتی احساس می شود که چشمان مان در حال گیج رفتن و تار شدن و به قولی دو دو زدن می شود. علاوه بر هشدارآمیز بودن پوستر، تکرار جمله و سایه های مختلف برای هر جمله و کنتراست رنگ ها و بسیاری دیگر به گمانم کاملا می فهماند که اگر بنوشید و رانندگی کنید این گونه می بینید و در نتیجه به احتمال نزدیک به 99.98 درصد تصادف می کنید یا پلیس بزرگراه شما را می گیرد. در ضمن جمله کوچک پایین کادر اضافه می کند که " این سال نویی مواظب باش " این را هم بگویم که تصور کنید چه طنز در طنزی می شود اگر راننده بیننده این پوستر خودش "نوشیده" باشد، دیگر این پوستر را چگونه می بیند ما نمی دانیم، اما می دانیم که ممکن است برای تلاش در خواندن همین نوشتار دچار تصادف شود!



نهم : اول از همه عرض شود که اینها صفحات یک مجله هستند و این آگهی برای دو صفحه مجله در نظر گرفته شده بوده است! یعنی یک تبلیغ دو صفحه ای برای دو طبیعتا دو صفحه از یک نشریه . ماجرا چیست؟ ما هشت تا را گفتیم این یکی با شما... مثل این که فایده ندارد... خودمان می گوییم... بله این آگهی برای یک نوع چاقوست که از بس برنده است تو گویی که برشی در راستای صفحات کتاب به ماهی بیچاره داه است و چه حس آمیزی ظریف و چه ابتکار جالبی و همچنین توجه کنید به سایه های زیر نیمه های ماهی و نزدیکی آنها به محل تا که بجا و درست در جهت بعد دادن به تصویر بکار گرفته شده. تصور اولیه بر این است که ماهی نصف شده است و کمی بعدتر این حس متبادر می شود که انگار ضخامت یک برگ کاغذ توسط چاقو از وسط بریده شده است!

 

() نظرات