تبلیغات
وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن - کنکاشی در آثار تجسمی صادق بریرانی
 

کنکاشی در آثار تجسمی صادق بریرانی

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک، 

 


صادق بریرانی
بسمه تعالی
 
کنکاشی در آثار تجسمی صادق بریرانی
صادق بریرانی نقاش و گرافیستی است که برای هنرجویان و دانشجویان نسل امروز کمتر شناخته شده است. این مطلب شاید به علت حضور کمتر او نسبت به هم دوره‌های خود در ایران باشد.
        بریرانی که در سال ۱۳۰۲ در بندر انزلی به دنیا آمده است، لیسانس خود را از دانشکده هنرهای زیبای تهران گرفته است و تجارب پراکنده‌ای در زمینه‌های مختلف هنرهای تجسمی از جمله عکس، نقاشی و گرافیک داشته است. او شناخت خوبی نسبت به هنر معاصر خودش داشته که تحصیل در خارج از کشور را باید از دلایل موثر آن دانست. اما این شناخت باعث نشده تا از گنجینه‌ی هنرهای بصری سنتی کشورش ایران غافل بماند و پس از مدتی کار و تجربه با مطالعه درباره‌ی هنرهایی همچون خطاطی، نگارگری، کاشیکاری و خلاصه بهره‌برداری از زیبایی شناسی هنرهای سنتی ایران دست به خلق آثار مدرن خود زده است. وی با مطالعه در هنرهای ایرانی نه تنها تکنیک و نقوش کهن ایران را دستمایه‌ی کار خود برای خلق آثارش قرار داده بلکه با استفاده از درونمایه‌ی ادبی و زیبایی شناسی غنی شعر و ادب و هنر پارسی پشتوانه‌ای مفهومی در کارهای خود ایجاد کرده است که باعث شده است تا به امروز نه تنها در ایران که در عرصه‌ی بین‌المللی نیز دارای جایگاه خاص باشد.
یکی از مشخصه‌های اصلی کارهای گرافیکی بریرانی که از گذشته تا دوران معاصر آنرا شامل می‌شود ساده نگاری و نوعی وجه مینمال در کارهای اوست. شاید بتوان اینگونه گفت که آثار بریرانی پیوندی است بین هنر تجریدی و هنر انتزاعی در واقع آنچه در کارهای نقاشی، چاپ و گرافیک او شاهدیم ارتباط بسیار زیبا بین این دو وجه می‌باشد. او با تکیه و الهام از تکنیک‌های هنرهای تجسمی ایرانی به نوعی تکنیک شخصی دست یافته است که مختص به خود اوست.حرکات سریع اما ظریفی که از قلم‌موهای زمخت او بر روی کاغذ و بومش نقش می‌بندد ناشی از نوعی احساس لحظه‌ای است که در وجود او می‌تراود و بوسیله‌ی درگیری ناخودآگاه و خودآگاه او روی بیس کارش نقش بسته و اثرش را خلق می‌کند. حتی در آثاری که وی با الهام از خوشنویسی فارسی و استفاده از حرکات موزون خط نستعلیق و شکسته نستعلیق بوجود آورده این وجه کار کاملاً  مشخص است و نمود می‌کند.
پوستر از صادق بریرانی،۱۳۵۰
در تابلوهایی که او با عناوین اشعار شعرای پارسی خلق کرده در حقیقت ما دیگر اثری از آن فرم‌های مشخص و کلاسیک خط فارسی نمی‌بینیم بلکه او ریتم و حرکت و ضرباهنگ خوشنویسی فارسی را بکاربسته است. در واقع او به نوشتن این اشعار بر روی بوم نپرداخته بلکه وی به نوعی برداشت خود از این متون را به تصویر کشیده و آنچه بیننده شاهد آن است قیلان احساسات درونی و برداشت‌های شخصی هنرمند است.
بریرانی با کنار گذاشتن رنگ در اکثر کارهای خود و بسنده کردن به دو رنگ  سفید و سیاه و یا نهایتاً استفاده از فام رنگی برای خلق آثارش از بار تزیینی و مانورهای احساسی که بوسیله‌ی رنگ بوجود می‌آید کم کرده و در عوض به کارهای خود نوعی بار مفهومی و کانسپت در کنار جنبه‌های انتزاعی فرم ه داده است. او همچون هنرمند هنرهای سنتی ایران تسلط بر تکنیک و حفظ ظرایف کار و بازی سیال و روان خطوط و فرم‌ها در اثرش به نوعی وحدت در کل آن در خدمت بیان حسی و عمیق اثر می‌پردازد.
پوستر از صادق بریرانی
همانگونه که خوشنویسی ایرانی تنها با یک تکرنگ اجرا می‌شود آثار او هم با حداقل رنگ یا نهایتاً یک تن رنگی کار شده است. همانطور که صعود و نزول قلم خوشنویسی به ایجاد ریتم در صفحه و تکرار آنها در یک اثر به ایجاد وحدت در عین کثرت و تعادل در عین بی تعادلی می‌رسد آثار او نیز سعی در دست یافتن به چنین چیزی را دارد.
همانطور که ذکر شد پیوند انتزاع و تجربه را در آثار این هنرمند می‌توان دید. مثلاً در اثر پرنده کاملاً به چنین بینابینی‌ای برخورد می‌کنیم که البته در آثار دهه‌ی هفتاد به پختگی کاملتری می‌رسد تاشهای سریع قلموهای کلفت خود با حرکاتی ساده حالت یک پرنده را به نمایش گذاشته است در عین حال که در این تصویر اثری از قلم‌گیری‌ها و دِسَن‌های هنر نگارگری و سنتی نیست اما کلیت نحوه‌ی اجرا چنین احساسی را در بیننده متبادر می‌سازد. ادامه‌ی این روند در آثار او به خلق سری کارهای کهکشان می‌انجامد که دیگر هیچ اثری از فرم‌های مشخص نیست و هنرمند تنها به مدد ایجاد خطوط، نقاط و بافتهای پراکنده به بیان تصویری خود دسیده است و از تجرید به انتزاع و پیمودن مرز بین این دو به صورتی بسیار ظریف مبادرت کرده است.
این جنبه از شخصیت هنرمند که بکاربردن حداقل رنگ در آثارش می‌باشد را در پوسترهای کار شده توسط او نیز شاهدیم. در عمده کارهای از این دست او که بیشتر در دهه‌ی پنجاه به انجام رسیده است. شاهد وسواس بیش از حد او در بکارگیری رنگها هستیم، در هر کجا طراح دارای آزادی عمل بیشتری بوده به تناسب موضوع برخوردی انتزاعی با آن داشته است و هر کجا فیگوری را وارد اثر خود کرده است به گرافیکی‌ترین وجه ممکن با رنگهای تخت و حداقل فرم و رنگ آنها را به انجام رسانیده است.
پوستر از صادق بریرانی
اما در کل می‌توان گفت بکارگیری رنگ در آثار دهه‌ی پنجاه بریرانی بیشتر به چشم میخورد. آثار دهه‌ی چهل او اکثراً یکسر تک رنگهای سیاه و سفید و یا نهایتاً یک تُن رنگی بوجود آمده‌اند. چیزی که دوباره در دهه‌ی شصت نیز هنرمند به آن بازمیگردد. گویی کاربرد رنگ و تکلف ناشی از آن برای بریرانی کمی دست و پاگیر بوده و او کار با تک رنگهای مشکی و سفید را بیشتر می‌پسندد. در آثار چاپی خلق شده در این دهه شامل سایه‌ها و ترکیب‌ها تنها به یک سری تاشهای سیاه بر زمینه‌ی سفید و یا به عکس برمی‌خوریم که با خداقل حرکت قلم اجرا شده است.
در پاره‌ای از این آثار ذهن بیننده ناخودآگاه به سمت خوشنویسی آسیای شرقی (ژاپن، چین و...) معطوف می‌شود اما پس از کمی تفحص در این آثار ردپای هنر تجریدی ایران باستان و موتیف‌ها و نقش‌های کهن را می‌بینیم که پس از عبور از فیلتر عقلی علمی هنرمند به وسیله‌ی احساسات ظریف او به صورت انتزاعی به اجرا درآمده‌اند و این همان طی کردن مرز بین تجرید و انتزاع و پیوند آنهاست که بوسیله‌ی هنرمند به خوبی در قالب آثار گرافیکی متجلی شده است.
http://www.tehran-poster-biennial.com/exhibitions/barirani/default.asp


برگرفته از :http://www.amirrajaei.com/

 

() نظرات