تبلیغات
وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن - تایپوگرافی امروز ایران در گفتگو با قباد شیوا
 

تایپوگرافی امروز ایران در گفتگو با قباد شیوا

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک،  بزرگان گرافیک ایران،  خط.خوشنویسی و تایپوگرافی، 

 

قباد شیوا بسیار شمرده و آرام صحبت می كند، گویی تا به درستی كلامی كه از دهانش خارج می شود ایمان نداشته باشد، گفتنش را جایز نمی داند. او كه عضو AGI و از صاحب نامان گرافیك كشورمان در جهان است، كارهای بسیاری با استفاده از خط و حروف انجام داده، با این همه ابا دارد كه خود را در تایپوگرافی چیره دست بداند، با این همه اما، كمتر گرافیستی در ایران به اندازه او از توانایی خط در طراحی پوستر استفاده كرده است. آنچه پیش رو دارید حاصل گفت وگو با قباد شیوا درباره تایپوگرافی ایرانی است. این روزها دوسالانه تایپوگرافی در خانه هنرمندان ایران برپا است. گفت و گو با قباد شیوا كه كارهای متفاوتی در زمینه پوستر و كار با حروف در گرافیك را دارد شاید بی دلیل نباشد.آنچه كه شیوا در این گفت و گو به آن تاكید می كند راحت خوان بودن كلمه ها در كار گرافیك است كه شاید این روزها فراموش شده است. او همچنین عقیده دارد آن چیزی كه ما به عنوان تایپوگرافی می شناسیم تنها تایپوگرافی نیست و گاهی هندلترینگ و كالیگرافی نیز به این نام خوانده می شود.
•این اتفاقی كه امروزه در گرافیك ما «تایپوگرافی» نام گرفته را چگونه می توان تعریف كرد و چه موضعی باید در مقابل آن گرفت؟
در واقع تایپوگرافی از وقتی گرافیك به وجود آمد، متولد شده است. از آنجا كه هنر گرافیك در غرب به وجود آمد تایپوگرافی هم ریشه در همانجا دارد. یكی از مواردی كه من روی آن تاكید دارم این است كه فرهنگستان وظیفه دارد برای تایپوگرافی معادل مناسب فارسی آماده كند تا ما استفاده كنیم، چون وقتی به مردم می گوییم «تایپوگرافی»، متوجه منظور ما نمی شود و البته حق هم دارند زیرا این یك اصطلاح فرنگی است. به وجود آمدن چنین كلمه ای به رسایی مفهوم كمك می كند، همانطور كه اصطلاح « نقاشی خط» توسط نقاشانی كه تحت تاثیر انتزاع خط بودند به وجود آمد و بسیار هم زیبا است و یا «عكاسی» كه آقای حقیقی برای آثار تركیبی عكس و نقاشی به كار برده اند. حالا این جریانی هم كه امروزه به وجود آمده است كه گرافیست ها تحت تاثیر خط هستند و به خط توجه می كنند نه به عملكرد آن، بهتر است دارای عنوان جدیدی شود، مثلاً «خط گرافیك». طراحان گرافیك باید توجه كنند كه وقتی از لغت تایپوگرافی استفاده می كنند و آن را همه جا به كار می برند، حاصلش یك اغتشاش و سردرگمی فرهنگی است. هر گرافیستی كه تا به حال كار می كرده، با هر دید و نوع كاری، به شكلی با خط سروكار داشته است. از پوسترهای اولیه تاریخ گرافیك كه خط، نقش بسزایی در تركیب بندی و ساختن فضای آنها داشته است تا امروز. در واقع اكثر آثار گرافیكی دارای یك بخش تصویری و یك بخش نوشتاری هستند. گاهی بخش نوشتاری این آثار توسط خطاطان و خوشنویسان تهیه می شود كه این عمل تایپوگرافی نیست و اصطلاح مستقل و نام متفاوتی دارد كه به آن «كالیگرافی» می گوییم. یا در مواردی ممكن است گرافیست متن را با دست بنویسد، البته نه با نگاه خوشنویسی كه اگر خوشنویسی باشد به طرف كالیگرافی رفته است. این با دست نوشتن هم، یك هنر دیگر است كه فرنگی ها به آن «هندلترینگ» می گویند. پس فقط كار با حروف چاپی (تایپ) هست كه كار با آن می شود تایپوگرافی. یك كار با خط است كه می شود كالیگرافی و یك نوشته دستی است كه هندلترینگ نامیده می شود. به این موضوع باید توجه كنیم كه مردم عادی در مورد موضوعی كه تخصص ندارند اشتباه كنند و آن را اشتباه بفهمند یك امر طبیعی است، اما جای تاسف اینجاست كه اصطلاح تایپوگرافی توسط افراد متخصص و حتی اساتید نیز اشتباه به كار برده می شود و در جای مناسب از آن استفاده نمی كنند. فرنگی ها به الفبا می گویند «آلفابت» و یك حرف آن را می گویند«لتر»، اما از وقتی كه تكنولوژی چاپ از زمان گوتنبرگ به وجود آمد یك لغت جدید به وجود می آید به نام «تایپ» كه وقتی در دایره المعارف ها نگاه می كنیم، تایپ را نوعی حروف می دانند كه به دلیل ویژگی ها، خصوصیات و مصارف متفاوت، روی پایه های چوبی و یا سربی قرار گرفته و كنار هم چیده می شوند. كار با این حروف از قبل آماده و یك شكل، از این جا به بعد دیگر «هندلترینگ» یا « كالیگرافی» نیست. اصطلاح تایپ كه به وجود آمد در غرب یك تخصص جدیدی هم به وجود آمد به نام «تایپوگرافی». در واقع حروفی كه تكنولوژی به شما می دهد، از هر نوع، «حروف سربی»، «لاینوترون» و یا غیر آن، به دلیل فنی ممكن است از نظر فرم مطلوب طراح گرافیست نباشند، برای همین یك تخصصی به وجود آمد و افرادی پیدا شدند كه مثلاً فاصله بین دو حرف را كه حروفچین به آنها داده و شاید زیاد بوده كم كردند تا جملاتی كه حروفچینی شده فرم بهتری پیدا كند. به كسانی كه به این حرفه مشغول بودند و هستند «تایپوگرافر» می گویند كه تایپوگرافی می كردند. یعنی حروف به دست آمده توسط تكنولوژی را از نظر فرم معالجه می كردند. چه در قدیم و چه امروزه، تایپوگرافرها كسانی هستند كه سروكار آنها با حروف چاپی است. این عمل با نگاه و توجه به خوانایی و برای رسیدن به فرم بهتر انجام می شود. مثلاً برای یك عنوان كتاب در ابتدا تایپوگراف تصمیم می گیرد كه از چه نوع «تایپ فیسی» استفاده كند. آیا این «تایپ فیس»، سیاه باشد یا نازك باشد و ... بعد از آن فاصله بین حروف را كم كند یا زیادتر بشود؟ این عمل یعنی معالجه حروف چاپی، یا همان تایپوگرافی است.
•آیا می توانیم این طور نتیجه گیری كنیم كه تایپوگراف با استفاده از حروف چاپی كه دارای روحیه و كاراكتر ثابتی است و با تغییراتی، به آن چیزی كه گرافیست می خواهد نزدیك می شود؟
بله، همین طور است. یك عمل كاملاً فنی - علمی و بسیار دقیق. ولی متاسفانه وقتی این لغات وارد ایران می شود حتی متخصصین هم برداشت های شخصی خودشان را منتقل می كنند. و این طور معمول می شود كه شما هركار با متن و حروف كردید به آن تایپوگرافی می گویند! در صورتی كه این صحیح نیست. بسیار جای تاسف دارد كه حتی كلاس هایی گذاشته می شود و نمایشگاه هایی برپا می شوند تحت عنوان تایپوگرافی كه در آنها عمل تایپوگرافی انجام نمی شود. آنچه می بینیم بیشتر خوشنویسی یا همان كالیگرافی است. حتی در آگهی دعوت به یك نمایشگاه تایپوگرافی هم می بینیم كه از كالیگرافی استفاده می شود. این عمل باعث ایجاد و گسترش یك فرهنگ غلط و ناصحیح شده است. وقتی به دایره المعارف ها و لغت نامه ها مراجعه می كنیم، تعریف مشخصی از تایپوگرافی ارائه شده است، اما وقتی در سطح جامعه به كارها نگاه می كنیم چیز دیگری می بینیم. در نمایشگاه هایی هم كه تحت عنوان تایپوگرافی به وجود می آیند تعداد كمی از آثار تایپوگرافی دیده می شوند و بیشتر آثار به شیوه كالیگرافی یا هندلترینگ خلق شده اند. باز تأكید می كنم این اشتباهات توسط كسانی معمول شده كه این حركات را رهبری می كنند و شكل می دهند. متاسفانه آن فرهنگی كه به همه آبگرمكن ها، «دئوترم» و به همه دستمال كاغذی ها «كلینكس» می گوید به سطح اساتید و روشنفكران امروز ما هم آمده و به هر عملی كه بر روی متن اتفاق بیفتد، تایپوگرافی می گویند و این خیلی بد است. البته بنده جدا از عنوان نمایشگاه ها، از دیدن خیلی از آثاری كه در این زمینه خلق شده لذت می برم، همان طوری كه از یك نقاشی خط یا اثر نقاشی و یا یك عكس خوب لذت می برم و می گویم دست هنرمندان ما درد نكند. اما این آثار را در زمینه تولیدات گرافیك مصرفی و رسانه ای قرار نمی دهم زیرا از این منظر این آثار پیام شان مخدوش است و خالی از ارتباط و پیام رسانی هستند.
•فضای تایپوگرافی امروز ایران را به چه شكل می بینید؟
اتفاقی كه رخ داده را می توان این گونه معنی كرد كه چند سالی است تخریب حروف تبدیل به هنر شده است. مثلاً «ی» را معكوس بگذاریم و یا «م» را به شكلی بگذاریم كه خوانایی آن را دچار مشكل كند و به آن تایپوگرافی بگوییم، در صورتی كه چنین چیزی در تایپوگرافی دنیا معمول نیست. باید بدانیم تخریب هیچگاه هنر نیست. اگر شما در تایپ (حروف چاپی) كاری كردید كه فرم آن بهتر و نتیجه كار خواناتر شد و دخالت كردید تا گرافیك قوی تری داشته باشیم، این كار صحیح است و شما یك تایپوگراف ماهر و هنرمند هستید. اما اگر كاری كنیم كه حروف خوانایی خودشان را از دست بدهند، این دیگر صورت مناسب و صحیحی از تایپوگرافی نیست. كتابی به دستم رسیده كه هنوز نتوانسته ام عنوان روی جلد آن را بخوانم و جای تاسف اینجاست این اتفاق زیر عنوان تایپوگرافی شكل می گیرد. در كشور ما رفتارهای مختلفی تحت عناوین متعددی شكل گرفته است كه اكثراً تخریبی هستند. شما به عنوان یك هنرمند می توانید یك استاتیكی را تغییر دهید و دگرگون كنید اما به شرط اینكه یك چیز متعالی تر و كامل تر از آن چیزی كه داشتید به وجود بیاورید. نه اینكه مثلاً حروف را معكوس كنید و از خوانایی دربیاورید. این عمل حتی اگر تایپوگرافی باشد، یك «تایپوگرافی مخرب» است.

با این تعریف خوانایی شرط اصلی یك تایپوگرافی سالم و موفق است.
بله، ما هر كجا از كلمه استفاده می كنیم، هدف خوانده شدن است. اگر شما به عنوان یك هنرمند كاری بكنید كه كلمه خوانایی خود را از دست بدهد این عملكرد شما غلط و نادرست است، مگر این كه به آن تایپوگرافی نگوییم، مثل نقاشی خط. آن وقت دیگر هیچ اشكالی ندارد. برای نمونه آقای «كلاین» با استفاده از روحیه و حركت حروف ژاپنی شاهكارهایی را خلق كرد و بسیار هم زیبا. اما در كار گرافیك كه صحبت از یك رسانه و ارتباط است نمی توان از حروفی كه برای خواندن هستند كار ناخوانا ساخت، ولی متاسفانه چون این عمل تخریب، یك ظاهر نوآورانه و قالب شكنی دارد و متفاوت است تعداد زیادی از هنرمندان و دانشجویان ما هم جذب آن شده اند. این یك ضرر فرهنگی است كه باید چند نسل تحمل كند تا دوباره ما به نظم و شیوه درست برگردیم. الان تحت عنوان كار هنری عملی شكل می گیرد كه ضد هنر است. عنوان كتاب برای خواندن است. در تمام دنیا و در تمام زمان ها نیز اینگونه بوده ولی چرا اینجا به این شكل است؟ گاهی از حروف برای ساختن یك بافت استفاده می شود اشكالی ندارد و می شود این كار را كرد، ولی وقتی از حروف برای یك پیام استفاده می شود شرایط فرق می كند.

•با توجه به اینكه گرافیك جزیی از چرخه اقتصاد است آیا تایپوگرافی امروز براساس نیاز این چرخه شكل گرفته و یا عوامل دیگر هم دخیل بوده اند؟
یكی از رسالت های هنرمندان، نو آوری است كه حتی صنایع هم از نوآوری آنها استفاده می كنند. اما این نو آوری باید تعریف داشته باشد. هیچ وقت نوآوری ای كه تخریب باشد، در دنیا مصرفی نداشته است. اما باید بدانیم نوآوری كه در دنیای جدید در قالبی جدید ارتباط را ادامه بدهد و یا حتی مستحكم كند، سرمایه دار از آن استقبال می كند. این نوآوری ها برای بشر جنبه حیاتی دارد. مشكل ما در ایران این است كه هنرمندان گرافیك فقط كار خودشان را بی توجه به بازخورد اجتماعی آن انجام می دهند و در شیوه عملكرد خود نیز بسیار تحت تاثیر غرب هستند، برای همین ارتباط لازم برقرار نمی شود. گرافیك در ایران به جای اینكه وسیله ای برای پیشبرد صنعت و فرهنگ و حتی سنت باشد، یك تقلید كوركورانه از استاتیك و شیوه غربی است و در این مورد جامعه ما احساس ضعف می كند چون نگرانیم كه از فرهنگ غرب عقب بمانیم، جماعت روشنفكر ما هم این كار را می كنند. هنرمندان باید از این حركات انحرافی پرهیز كنند، چون خود را اندیشمند می دانند. هنرمندان سعی نكردند مردم را بشناسند و نوآوری هایی انجام دهند كه با زندگی و فرهنگ آنها هماهنگ باشد.
•شاید خیلی ها برای اینكه متهم به «بازاری كاری » نشوند این گونه عمل می كنند و به اصطلاح از آن طرف بام افتاده اند.
كار بازاری، كاری است كه به خاطر ارتباطش بزك شده است، اما اگر شما بتوانید كاری كه فروش كالا را بالا ببرد انجام بدهید، هنرمند هستید. مخصوصاً در گرافیك كه هنر رسانه ای و كار آن تسهیل در ارتباط است. یك طراح غربی به عنوان یك «سلف پروموشن» مقداری حروف را به هم ریخته است و می گوید خود حروف هم می توانند بیان موضوع بكنند، حروف را ریز و درشت كرده، منتها همان طراح وقتی برای سینمای هند پوستر می كشد از این عمل پرهیز می كند و پوستر فیلم هندی می كشد. بعد كوكاكولا هم از این روحیه استفاده می كند و چون این طراح از شهرتی هم بهره مند شده است به او سفارش می دهد. دست او را هم باز می گذارد تا هر كار دلش می خواهد انجام بدهد و امضا هم بگذارد. در نتیجه آگهی خاصی ساخته شود برای گروه خاصی. اما توجه داشته باشیم همه این موارد برای شرایط خاص است. شرایط اجتماعی ما خیلی متفاوت است. آیا این شرایط اجتماعی همان شرایط خاص آن آگهی غربی است؟ در آنجا به دلایلی این اتفاق ها یك جاهایی پذیرفته می شود. ولی در اینجا شرایط هنوز به این مرحله نرسیده است و كمبودهای زیادی وجود دارد. جامعه ما الان نمی خواهد مثلاً «ب» را عمودی ببیند و حق هم دارد ولی طراحان ما توجهی به این موضوع ندارند.
•اما در نشر كه اصل بر خوانده شدن است از این اتفاق استقبال شده و كتاب های زیادی با عناوین ناخوانا به بازار آمده است.
این یك اتفاق مقطعی است و چند سال دیگر هیچ اثری از آن دیده نخواهد شد و فقط نوعی مدگرایی است. این «قیقاج گرافیك» بعد از چند سال كم كم از بین می رود و تا هفت، هشت سال آینده دیگر اثری از آن نخواهد بود. همانطور كه امروز بسیار كمتر از گذشته شده است. جامعه هنرمندی را قبول می كند كه در جهت نیاز او و درست حركت كند. مخصوصاً هنرمندان گرافیك. زیركی جامعه جلو ادامه اشتباه را خواهد گرفت. ده سال دیگر از این نوع گرافیك و هنرمندان آن اثری نخواهد ماند.
•علت استقبال بین المللی از این كارها را در چه می بینید؟
یك پوستری كه از ایران می رود و در یك بی ینال فرنگی ارائه می شود برای آنها خیلی جذاب خواهد بود چون برای آنها جدید است و تازگی دارد. یادمان باشد كه بی ینال ها فقط برای نوآوری ها است و با مردم كاری ندارند. حتی ممكن است كسی كه جایزه ای به یك پوستر می دهد، نداند كه موضوع و عملكرد این پوستر دقیقاً چیست. به خصوص كه برای آنها كار روی حروف لاتین دیگر جذابیتی ندارد و حروف فارسی فضای جدیدی را از نظر فرم به آنها ارائه می كند.
•با توجه به اینكه این تایپوگرافی ها براساس حروف فارسی شكل می گیرد، وضعیت حروف چاپی ما را به عنوان عناصر سازنده تایپوگرافی چگونه می بینید؟
بسیار بد! به جز معدود «تایپ فیس»هایی كه موجود است اكثر آنها زشت هستند. طراحی حروف برای تكنولوژی چاپ، كار بسیار مشكلی است و سرمایه گذاری زیادی نیاز دارد. اگر شما بخواهید یك سری فونت طراحی كنید باید یك سال وقت بگذارید. شما باید یك سال تامین بشوید. ناشرین امروز ما این كار را نمی كنند. از طرف دیگر، طراحی حروف كار بسیار مشكلی است چون جامعه و مردم به حروفی كه تا كنون دیده اند، عادت دارند و یك تایپوگراف به خودش اجازه نمی دهد تا هر كاری كه بخواهد انجام دهد. باید اعتراف كرد كه طراح داریم اما سرمایه گذار پیدا نمی شود.
مصاحبه : روزنامه شرق

 

() نظرات