تبلیغات
وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن - به بالا نگاه نکن!
 

به بالا نگاه نکن!

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک،  گرافیک محیطی، 

 

امروزه حضور و نقش موثر گرافیک در زندگی روزمره را نمی‌توان نادیده گرفت. گرافیک به نیاز ما برای برقراری ارتباط با مخاطب پاسخ می‌دهد و این امر از طریق علائم، تابلوها، بیلبردها و ... انجام می‌شود. ما در زندگی خود، روزانه با هزاران تابلو، علامت و عناصر گرافیكی مواجهیم که برخی را به ذهن می‌سپاریم و از کنار بسیاری به راحتی و حتی بدون لحظه‌ای مکث و تفکر می‌گذریم.................................

مقاله زیر را یکی از طراحان گرافیک برای رسم ارسال کرده است. پریسا قادری به بررسی وضع طراحی گرافیک سردر فروشگاه‌ها و مغازه‌ها پرداخته است:

 
امروزه حضور و نقش موثر گرافیک در زندگی روزمره را نمی‌توان نادیده گرفت. گرافیک به نیاز ما برای برقراری ارتباط با مخاطب پاسخ می‌دهد و این امر از طریق علائم، تابلوها، بیلبردها و ... انجام می‌شود. ما در زندگی خود، روزانه با هزاران تابلو، علامت و عناصر گرافیكی مواجهیم که برخی را به ذهن می‌سپاریم و از کنار بسیاری به راحتی و حتی بدون لحظه‌ای مکث و تفکر می‌گذریم.
یکی از تابلوهای عمومی که ما هر روز با آن در ارتباطیم و اطراف ما زیاد به چشم می‌خورد، تابلوی سر در مغازه‌هاست (sign ) كه امروزه تبدیل به نوعی آلودگی بصری برای شهر ما شده است. این تابلوها که در ردیف‌های نامساوی و به رنگ‌ها و اندازه‌های مختلف قرار گرفته‌اند، فقط باعث شلوغی شهر شده‌اند و از ارزش هنری و بصری قابل دفاعی برخوردار نیستند. شاید برای اثبات این گفته بهتر باشد از خودمان بپرسیم: كه به راستی چند تابلو در ذهن ما مانده‌اند؟ وقتی در اتومبیل هستیم و از جلوی آنها به سرعت می‌گذریم، اطلاعات کدامیک را سریع دریافت می‌کنیم؟ كدامیک دارای هویت و نشان‌دهنده نوع كار و شغل خاص آن مغازه می‌باشد؟ و ما برای نشانی دادن از تابلو و علامت كدام مغازه به عنوان یک هویت مستقل خاص آن یاد كرده‌ایم؟
برای یک معاملات ملكی همان تابلو بكار می‌رود كه برای سالن عروسی یا فروشگاه صنایع دستی و ... . تابلوهای مغازه‌ها بازگوكننده هویت هر حرفه و شغل خاص نیستند.
آنچه در ادامه می‌آید نقدی است بر زیبایی شناسی تابلوهای مغازه‌ها آنگونه که باید باشند و این سوال که آیا هر مغازه‌ای نیاز به تابلو دارد؟
نیاز به عکاسی برای تبلیغ یا معرفی، با وجود سی‌دی‌هایی که پر از تصاویر گوناگون است، امروزه کاهش یافته است. استفاده تکراری از عکسی که ممکن است روی صدها تابلوی دیگر با همین کاربری بکار رفته باشد، استفاده از تصاویری كه با فرهنگ و نوع بافت شهری ما بسیار بیگانه می‌باشد، همچنین مغایر با فعالیت یا نوع محصول موجود در آن مغازه می‌باشد، از دیگر پیامدهای نادیده گرفتن عكاسی و بوجود آمدن نوعی یكریختی در تابلوها شده است. مثال بارز این امر تابلوی مغازه‌های معاملات ملكی و اغذیه فروشی‌هاست. استفاده از تصویر خانه‌های ویلایی مجلل با نوع معماری خاص كه با فرهنگ و نوع اقلام موجود در آن مغازه مغایرت دارد، همچنین در تابلوی اغذیه فروشی‌ها كه هیچ كدام تصویری از اغذیه‌ ارائه دهنده خود را در تابلو استفاده نمی‌كنند، بلكه صرفا یک تصویر اشتهاآور و زیبا را به كار می‌برندكه شاید روی تابلوی همه اغذیه فروشی‌های مشابه آن یک شكل باشد.
همچنین وجود نرم‌افزارهایی مثل فتوشاپ که برای ویرایش تصاویر ساده و قابل استفاده برای همه است، هر فردی را در مقام طراح توانا می‌سازد. افرادی كه که با دانش اندک خود به زیبایی چهره شهر ما آسیب رسانده‌اند و با استفاده نادرست از عناصر طراحی بر شلوغی و آشفتگی بصری افزوده‌اند. البته به راحتی می‌توان بین چیدن تصاویر کنار هم توسط اینگونه افراد و یک طراح حرفه‌ای تفاوت قائل شد.
به طور كلی این تصاویر تنها جنبه پر کردن فضای خالی را داشته و شاید به نوعی تبدیل به پس‌زمینه برای تابلوها شده‌اند. نکته دیگر بی‌ارتباط بودن عکس با نام و عنوان شغلی است. مثل استفاده از تصویر شخصیت‌های فیلم ارباب حلقه‌ها برای مغازه فروش موبایل یا تصاویر میكی موس برای قنادی! حتی گاهی برخورد مستقیم و سطحی نیز به چشم می‌خورد که ترجمه تصویری هر کلمه است. مثلا فروشگاههای ورزشی كه لیستی از كالاهای موجود خود را بر روی تابلو به نمایش می‌گذارند.
استفاده از فونت‌های فانتزی و بعضا ناخوانا در اندازه‌های بزرگ كه نه فقط از فاصله کم آزاردهنده است، بلکه زیبایی کار را نیز خدشه‌دار می‌کند. همچنین رنگی کردن فونت‌ها که هیچ تفکری در پشت خود ندارد، فقط از وجود طراحان مبتدی حكایت دارد.
دسته‌بندی نکردن اطلاعات و نداشتن اولویت از نظر اینکه چه نوع اطلاعاتی نسبت به دیگری برای بیننده در اولویت قرار دارد، باعث می‌شود تابلو تبدیل به یک بروشور شود و بیننده را با حجم بالایی از اطلاعات غیرضروری مواجه کند که هیچ هدفی را دنبال نمی‌کند. فقط نوعی داستان‌سرایی است كه با استفاده از تصاویر مختلف، توانایی‌ها و برتری‌های خود را نشان دهند. البته این شلوغی در كنار تابلوهای شلوغ دیگر و آشفتگی‌های شهر ما باعث می‌شود كه نه فقط دیده نشوند، بلكه شهروندان را هم سر در گم می‌کنند.
و در آخر اندازه نامتعارف و غیراستاندارد تابلوها كه گاهی به دوبرابر ارتفاع مغازه‌ها نیز می‌رسد، از دیگر باورهای اشتباهی است كه هر چه بزرگتر باشد بهتر دیده می‌شود و بیشتر جلب توجه می‌کند.
برای شهری مثل تهران كه از جمعیت و ترافیک اشباع شده است، شاید اندكی آرامش و سكون برای مخاطب بسیار موثرتر و چشم‌نوازتر باشد، همچنانكه استفاده از رنگ‌های شاد در شهرهای سوییس و امثال آن، بتواند اندكی از سردی و بی‌روح بودن فضا بكاهد.
همانطور که گفته شد، دسته‌بندی اطلاعات، همچنین استفاده از فونت مناسب و هماهنگ با موضوع و زمینه کاری، استفاده بجا از طراحی حروف و رنگ مناسب از عوامل مهم وموثر در زیبایی تابلو به شمار می‌رود.
آنچه در این نقد مورد بحث قرار گرفت،  بررسی تابلوهایی بود که هر روز بی‌اعتنا از کنار آنها می‌گذریم و به تاثیری که می‌تواند بر آرامش شهروندان در میان این همه شلوغی و همهمه داشته باشد، بی‌توجهیم.
تفکر غلط و اشتباهی که در پس این تابلوها قرار دارد، عدم زیبایی چهره شهر به دلیل شکل، اندازه و رنگ‌های مختلف تابلوها و نگاه طراح به این مساله از مواردی است که باید مورد تامل قرار گیرد. اگر دقیق‌تر و موشکافانه‌تر به این تابلوها نگاه کنیم، کمتر موردی را می‌یابیم که با اصول مبانی و زیبایی‌شناسی منطبق باشد.
با طرح این سوال، مطلب را به پایان می‌رسانم که آیا بهتر نیست نظارتی بر این شاخه از گرافیک وجود داشته باشد، تا از رشد بی‌رویه این تابلوها اندكی كاسته شود؟

 

() نظرات