تبلیغات
وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن - دوسالانه مسموم
 

دوسالانه مسموم

نویسنده: انسان

 

ختصاصی رسم : مقاله زیر را سید نوید بی بی شهربانویی برای رسم ارسال کرده است:
 
بیش از دو ماه از فجایع اخیر تهران می‌گذرد. بسیار کسانی دیدیم که نتوانستند داغ پدران و مادران جوانان آسیب دیده و شهدای اخیر را تاب آورند و کشته‌شدگان و آسیب‌دیدگان را همانند خواهران و برادران خود دانستند و برای همدردی با این عزیزان و دلسوختگان با هر آنچه در توانشان بود، به میدان آمدند، نوشتند، پوستر طراحی کردند و چه فزونند هنرمندانی که این زخم آنچنان رمقشان را برید که گاه و بی‌گاه از سویدای دل گریستند و عفریت افسردگی روح و جانشان را پیمود.
این میان عده‌ای از طراحان گرافیک بر آن شدند که تا افتخار شرکت در دوسالانه را که نهایتش ثبت نامشان در کتاب دوسالانه است، به افتخار حک شدن نام خود بر لوح سینه آسیب دیدگان و بازماندگان داغدار شهدای حوادث اخیر مبدل کنند و این دوسالانه را به احترام این بزرگواران تحریم کردند.
چه نیکو مجالی بود تا عیار انسانیت خود را محک زنند. آنان که این فرصت را یگانه یافتند، پیروزند بر هر آنچه به ناحق به آنان نسبت داده می‌شود. آنان که گاه آبروی گرافیک یا آبروی انجمن و گاه مسائلی از این دست را بهانه ساختند و دیگر کسانی که جایگاهی در گرافیک نداشته و ندارند و نخواهند داشت و نقش طفیلی داشتند (کسانی که در کامنت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خبرهای سایت رسم مسائلی غیر انسانی و از روی کینه مطرح کردند) و از گروه قبلی کورکورانه حمایت کردند و چشم تنگشان را بر همه چیز بستند، طاقت نیاوردند طراحانی را که تحریم کننده بودند.
اینان مارماهی‌ای را همانندند که نه این تمام بودند نه آن تمام اینان نتوانستند ببینند عده‌ای را که با تکیه بر اعتقاد خود حرکت می‌کنند، نه با پیروی و دنباله‌روی از دیگران که بسان بت‌اند برای آنان. این افراد یاد گرفته‌اند همیشه دنباله‌رو باشند. بی‌خبرانی که هرگز نکوشیدند تا صاحب خبر شوند و همیشه دوست دارند زیر یوغ دیگران باشند، زیر یوغ کسانی که به ناحق نامشان در عرصه گرافیک بزرگ شده و از درون تهی‌اند.
پس همیشه سر افکنده‌اند و سر بلندی دیگران خاری است در چشم‌شان. گاه گفتند تحریم کنندگان عددی نیستند، گاه گفتند آنها پوستر چاپی ندارند و می‌خواهند با این کار مشهور شوند و ...
باید به افرادی که اینگونه در لجنزار افکار خود غوطه می‌خورند، گفت سال‌هاست که به شهرت رسیدن در عرصه گرافیک برای کسانی که دوسالانه را ترک گفتند، بیشتر لکه ننگ به حساب می‌آید تا چیز دیگری، به خصوص شهرتی که بخواهد از طریق انجمن برای آنان به ارمغان آید.
 
رئیس دوسالانه استعفا داد، به هر دلیلی که باشد نیکوست و در نهایت رو سیاهی به ذغال ماند. آنان که بار افکارشان هیچ بود، اینک بدانند بتی که خود ساخته بودند، شکسته و آن بت دیروز حر امروز است. او برای شما چاپلوسان ارزشی قائل نبود و راه صحیح را انتخاب کرد (البته این استعفا جای بحث مفصل دارد).
آهسته آهسته از کنار دلیل اصلی تحریم می‌گذریم. آنان نوشتند تحریم کنندگان جوانان هیجان زده و فریب خورده‌اند ندیدند لایه‌های زیرین این تحریم را که همانا اعتراض طراحان به انجمن بود. قلعه‌ای که انحصارطلبی در آن موج می‌زند. آنان که در انجمن بودند و هیچ بار علمی و عملی نداشتند کم کم بزرگان را کنار زدند و سر برآوردند در کمال بی کفایتی.
 
به دوسالانه گذشته بنگرید کجایش آبروی گرافیک را خرید و اعتبار به همراه داشت؟ آیا اصلا آبرویی در کار بود؟ دبیر دوسالانه قبل را خوب نظاره کنیم، فراوان جای تاسف دارد. دبیری به چه کسی واگذار شد؟ آثارش را جستجو کنید. نیازی به راه دور رفتن ندارد به کتاب دوسالانه گذشته رجوع کنید، در ابتدای کتاب با کمال افتخار آثار درخشانش به چاپ رسیده، سوابقش را را تا قبل از این پست به خوبی بررسی کنید، آیا اینها آبروی گرافیک را نمی‌برد که فردی اینچنین بدون داشتن شایستگی دبیر دوسالانه شود؟ فقط تحریم آبرو می‌برد؟ به کدامین وجه او نظر بود که دبیری به او داده شد؟ حتی اعضای انجمن هم دلگیر بودند و اذعان داشتند که این فرد کفایت این پست را ندارد.
 
انجمن و دوسالانه سال‌هاست که به خاطر این گونه عملکردها بی‌آبرو شده است. آنقدر دور مرحوم ممیز گشتند و خود را غلام خانه‌زاد او جلوه دادند که در پایان عمر ممیز آن پست را به عنوان پاداش چاکری به ایشان اعطا فرمود و اینچنین نوبت از کسان به ناکسان رسید، تا انجمن پر شود از هنرآموزان آموزشگاه‌های این افراد و تبلیغ برای آنها و جایزه‌های دوسالانه‌ها از پیش برای این هنر آموزان رزرو می‌شود و در انجمن همیشه برای این شاگردان باز است. انجمنی که سراسر تهی است.
همین افراد به شاگردانشان می‌آموزند طراحی پوسترهایی که فقط مخاطبانشان شاید به تعداد انگشتان دست هم نباشد و دست آموختگان خود را به فرنگ می‌فرستند به عنوان نمایندگان دانشجویان ایرانی و در رسانه به اصطلاح ملی از این نوآموختگان فرنگ رفته توسط صاحب آموزشگاه دعوت به عمل می‌آید و از آنها خواسته می‌شود به دفعات نام آموزشگاه را لابه لای صحبت‌هایشان بگویند و با آنها از فتوحات‌شان گفتگو می‌کنند و چه توهم بزرگی را در ذهن آنان تزریق می‌کنند و چه تبلیغی می‌شود برای آموزشگاه و چه تخریب عمیقی برای گرافیک.
این نام آوران امروز طراحان سرخورده و وامانده فردایند. خوب اندیشه کنیم آیا هنوز تحریم گرافیک را بی‌اعتبار و بی‌ارزش می‌کند؟
چه بزرگ استادانی که به خاطر این نوع برخوردها و انحصارطلبی انجمن هرگز وارد این قلعه سراسر دروغ توهم نشدند. انجمنی که تا قبل از ایجاد سایت‌های خبری، فراخوان‌های جشنواره‌های خارجی را فقط بین اعضا و آن هم نه همه بلکه عده‌ای خاص رد و بدل می‌کردند تا نتوانند دیگر طراحانی که عضو انجمن نبودند، در آن جشنواره‌ها شرکت کنند که مبادا کسی از آنها پیشی بگیرد.
 
اما امروز با وجود سایت‌های متعدد این تنگ نظری آنان در هم شکسته است. امروز طراحانی که عضو انجمن نیستند به راحتی در جشنواره‌های خارجی شرکت می‌کنند، مقام می‌آورند به دور از زد و بند و باندبازی‌های مافیایی انجمن.
دوسالانه تهران بماند برای آنها که با شارلاتان بازی عده‌ای را دور خود جمع می‌کنند، دسته و گروه راه می‌اندازند و در نهایت جایزه‌ها هم بین خودشان تقسیم می‌شود. دوسالانه‌ای مسموم و واخورده.
 
وای بر انجمنی که اعضای آن قبولش نداشته باشند، نمونه بارزش جشن روز جهانی گرافیک خانه هنرمندان است، ماجرایی که از هیچ کس پوشیده نبوده و نیست. از اعضای انجمن سوال کنید که انجمن برایتان چه کرده است؟ کدامین مشکل را مرتفع کرده است؟ جز این است که به دفعات جلساتی تشکیل داده و آن هم صرفا برای اینکه اعضای اصلی هوس شیرینی و شربت و چلوکباب کرده اند؟ جز اینکه بارها و بارها خاله بازی‌ای تمام عیار برای خود و شما به راه انداخته و شما را دچار توهمی بزرگ کرده و به شما خود بزرگ بینی کاذب داده، به صرف اینکه در کنار مادر گرافیک و خاله گرافیک نشسته‌اید و شیرینی و شربت خورده‌اید؟
 
گفتنی‌ها در این باره فراوان است و بر کسی هم پوشیده نیست. این فقط شمه‌ای از جریان حاکم بر انجمن گرافیک و گرافیک است. تحریم دوسالانه بزمی شد که این مطالب آشکارتر از گذشته شود و مسئولان انجمن گمان نبرند که به زیر خرقه قدح می‌خورند و دیگران بی‌خبرند:
حافظ به زیر خرقه قدح تا به کی خوری
در بزم خواجه پرده ز کارت بر افکند

 

() نظرات