تبلیغات
وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن - رضا عابدینی
 

رضا عابدینی

نویسنده: انسان موضوع: گرافیک، 

 

تحصیلات

من هیچ وقت به طور رسمی گرافیک نخوانده‌ام و در واقع رشته اصلی من نقاشی بود. به چاپ دستی علاقه داشتم و چاپ فلز، چاپ چوب، سیلک اسکرین و …
کار می کردیم. اولین کار چاپی من کارت ویزیتی بود که برای منوچهر معتبر در سال 62 انجام دادم.

آن زمان هنرستان هنرهای زیبا خیلی خوب بود. امکانات و فضای خوبی داشت. اساتید خوبی هم آنجا تدریس می کردند. مثلا من مبانی را از آقای غلامحسین نامی
یاد گرفتم. کتابخانه‌‌ی هنرستان هم مفید بود. کتاب‌ها را قرض می‌گرفتم و از آن‌ها با پولی که باید با آن هم ناهار می خوردم و هم کرایه می دادم، کپی می گرفتم.
روزهای اول چند کار از یک کتاب را انتخاب می‌کردم تا از آنها کپی بگیرم، مثلا 5 تا. چون در آن سال‌ها سوادش را نداشتم. اما سال دوم این تعداد به 15 عدد رسید و کار
به جایی رسید که سال چهارم کل کتاب را کپی می‌گرفتم. فکر می‌کنم تا چند سالی گرافیک برای من بازی بود. فرق است بین بازی کردن با عناصر و یک کار حرفه ای
. به نظرم الان کارهایم متمرکز شده. پس از 15 سال کار کردن اولین نمایشگاهم را در تهران برگزار کردم

رضا عابدینی: من در هنرستان هنر های زیبا گرافیک خواندم و سال 64 فارق التحصیل شدم. بعد هم رفتم دانشگاه و بر اساس یک اشتباه، رشته مرمت آثار تاریخی اصفهان قبول شدم.
2 سال اصفهان بودم. بعد تغییر رشته دادم و اومدم رشته نقاشی دانشگاه هنر و نقاشی خوندم
با منوچهر معتبر طراحی داشتم و با غلامحسین نامی هم کلاس داشتم.





او ایده هایش را طبقه بندی میکند
نمی‌توانم منتظر بمانم که موضوع از خارج وارد شود و من در موردش فکر کنم. دفترچه‌های متعددی دارم که همیشه یادداشت های تصویری خود را در آن‌ها ثبت می‌کنم.
در آن یادداشت‌ها به هیچ کس تعلق ندارم. در کنار هر یادداشت تصویری ، این مطلب را هم اضافه می‌کنم که چرا به ذهنم رسیده؟ کتاب دیدم؟ کار دیدم؟ با کسی صحبت کردم؟
و از این قبیل.

آیا برای سفارش هایتان هم چند اتود میکنید یا به لحاظ حرفه ای بودن یکباره اثر را ایجاد میکنید ؟
برای هر سفارش ابتدا کانسپت انتخاب می کنم و 5 تا 6 اتود می‌زنم. برای اتودها وقت می‌گذارم. اتودهای اول همیشه خوب نیست و نگه نمی دارم، اما آخری‌ها انتخاب می‌شود

ّآیا آقای عابدینی شما در ارتباط با سید ابراهیم نبوی نگاهی سیاسی داشتید؟

من فقط با ابراهیم نبوی کار کرده ام. اون هم به خاطر اینکه از سینما باهاش آشنا بودم . از دوره ای که تو سینما با هم کار می کردیم .همیشه راجع به هنر و کار من و کار اون و چیزهای
بامزه که اون می نوشت و... با هم گپ می زدیم
مهمترین کاری که ما با هم کردیم اون کتاب کتوله ها و دراز هاست که به نظر من یک کار صد در صد آرتیستیکه با این که مضمونش سیاسیه


آیا در طراحی جلد یک کتاب کتاب رو مطالعه میکنید یا خیر ؟
همیشه این کار رو می کنم. البته نمی تونم همه کتاب ها رو بخونم. وقتی من یک کتابی مثل پزشکی سنتی در ایران رو سفارش می گیرم نمی تونم همه این کتاب رو بخونم. شش ماه
طول میکشه . در این مواقع از نویسنده یا مولف یا ناشر می خوام که خلاصه ای از کتاب در چند صفحه به من بده به همراه فهرست و اگه کتاب پیچیده باشه سعی می کنم حتماً
نویسنده رو ببینم. کتاب های فلسفی غالباً به مطالعه نیاز داره و یا دیدار با نویسنده. با کتاب هایی مثل متون کلاسیک ایرانی تا حدی آشنام و سعی می کنم به معلوماتم تکیه کنم. اما
اگه خود کتاب برام جالب باشه حتماً می خونم مثل زیبایی هنر و تفکر از محمد رضا ریخته گران که اگه کَس دیگری هم جلدش رو کار می کرد باز هم می خوندم.

کدام زمینه کاری رو بهتر می بینید؟ طراحی جلد ، پوستر، لوگو؟
رضا عابدینی: برای من ارجعیتی ندارند. اما من پوستر رو دوست دارم. فکر می کنم مجموعه کارهایی که آدم در کاتگوری های مختلف گرافیک می تونه بکنه در پوستر قابلیت بیشتری برای
من داره. وقتی می خوام به پوستر فکر کنم احساس خوبی دارم

نظر شما در مورد کامپیوتر و کار با اون چی و آیا شما با دست کار میکنید یا کامپیوتر ؟
من کار های دستی زیادی مثل طراح های قدیم کردم. حدود 40 درصد از کار هایی که الان در آرشیوم دارم کارهایی هستند که با دست ساخته ام. این حالت باعث شده که من اصولاً بدون
کامپیوتر به گرافیک فکر کنم . ممکنه با کامپیوتر اجراشون کنم اما به نظر من طراحی باید تو ذهن آدم اتفاق بیفته. در عین حال من کامپیوتر رو هم خوب می فهمم. ارتباط من با کامپیوتر یک
ارتباط بدوی نیست. در عین حال که سعی می کنم همگام تکنولوژی روز باشم نه آدم دیجیتالی هستم و نه یک آدم بدوی


نظرات و عقاید رضا عابدینی
----------------------
در مورد سبک سیاق شخصی هر هنرمند میگوید :
این خیلی خوب است اما بقیه دوست دارند به آن لهجه‌ها برسند. در صورتی که هر هنرمندی باید لهجه‌ی خودش را داشته باشد. لهجه داشتن
در هنر امتیازی است که با کار زیاد و احساسات شخص هنرمند به‌وجود می‌آید. بنابراین هر هنرمند و از جمله گرافیست باید تلاش کند تا به لهجه‌ی خودش برسد.

نظر عابدینی در مورد استفاده عکس و هویت تصویری
عکاسی دنیای دیگری است. یک عکس می‌تواند خود خیلی مسائل و مفاهیم را برساند و شاید نیازی به کار گرافیکی روی آن نباشد اما از عکس در گرافیک استفاده
می‌کنیم و لازمه‌ی آن هماهنگی عکاس و گرافیست است.عکاس جهان ببینی خودش را دارد باید با هم هماهنگ باشید تا نتیجه‌ی حوبی گرفته شود

از نظر عابدینی موفق ترین دوره هنری ایران
در دوره قاجار گرافیک وجود داشته است. هیچ دوره‌ای به اندازه دوره قاجار گرافیک خوبی نداشته. خلاقیت آن‌ها را می‌توانید در کتاب‌های چاپ سنگی و تصویرسازی‌ها بدون
وجود تکنولوژی امروز ببینید

نظرش در مورد تایپو گرافی

تایپوگرافی علم نیست، اصلا گرافیک علم نیست. در حقیقت تلاش برای هرگونه تصویری کردن کلمات یعنی تایپوگرافی، که به طور طبیعی خوانایی‌اش هم کم می‌شود
وی همچنین گفت: "باید برای خط فارسی اتمسفر فارسی درست کرد، نباید غربی باشد. باید به اندازه غربی‌ها اطلاعات جمع کرد و بعد آن‌ها را ایرانی کرد


نظرش در مورد فونت فارسی
فونت فارسی تو کارهای من رُکن اصلیه. باید فکر کنی من چرا این کار رو می کنم. من تفریح نمی کنم که بگم تا حالا استفاده می کردم و از این به بعد نمی کنم.
مشکل گرافیک ایران به نظر من خط فارسیه و این مشکل باید حل بشه. من درسی رو که تو دانشگاه دارم به همین اسمه. اصلاً کسی تو کلاس من حق نداره فونت لاتین
کار بکنه. حتی حق نداره بهش فکر کنه! دیکتاتوری نیست. بیرون هر کاری خواست بکنه. تو کلاس من باید فقط به فونت فارسی فکر کنه. چون تمام مشکل گرافیک ما
تا امروز به خاطر نشناختن خط فارسیه و من همه انرژیم رو می ذارم که این کار رو بکنم. فکر می کنم خیلی کار مهمیه. اگه موفق بشم خیلی کار بزرگی کرده ام که مثلاً اگه
هزار تا کار مثل فرنگی ها می ساختم اینقدر مهم نبود

در مورد نمایشگاه تایپو گرافی اسما الحسنی میگوید
با تزیینی شمردن این آثار مخالفم. طبیعی است نمایشگاهی كه برای پوستر با تمركز بر تاپیوگرافی قرار است برپا شود ، توجه‌اش روی تزیینی بودن بیشتر می‌شود. تایپ فی‌النفسه
این قابلیت را دارد.
تا زمانی كه چیزی خوانده می‌شود و معنایی از آن دریافت می‌شود ، نمی‌توان آن را صرفا تزیینی خواند. فرق بین یک كار تزیینی و پوستر در مبحث دیزاین است كه چون اصل توجه ما این بود كه به
اسماالله فكر شود ، بیشتر در انتخاب آثار به این موضوع توجه شده است

در مورد گرافیک و نقاشی
گرافیک ، نقاشی را هم مورد استفاده قرار می دهد. گرافیک از نقاشی مولتی مدیاتر است و قابلیت‌های بیشتری دارد

ارکان یک اثر گرافیکی چه مهارت هایی را میطلبد
وی در مورد چگونگی خلق یک اثر گرافیکی خوب گفت: " برای یک اثر گرافیکی می توانیم 3 مبنا در نظر بگیریم: عکاسی، تصویرسازی، تایپوگرافی و بر اساس آن کار
را پیش ببریم. ضمن اینکه کمپوزیسیون اصل مهمی در یک اثر است." وی انتخاب کمپوزیسیون در کار را به انتخاب ایدئولوژی در زندگی تشبیه کرد
عابدینی در مورد سلیقه ای شدن گرافیک و اینکه چرا اکثر اساتید سلیقه ای برخورد می کنند عنوان کرد: " گرافیک سلیقه ای است و هیچ راه دیگری ندارد. چون یک
گرافیست بر اساس نظرات شخصی و چیزهایی که یاد گرفته نظرش را می دهد. هر کسی ادعا کند که کاملا بدون سلیقه قضاوت می کند حقیقت را نگفته. چون این امکان ندارد

نظراتش در مورد گرافیک امروز ایران

در حال حاضر فضای حاکم بر گرافیک نگران کننده است. کاری که بشود به راحتی در آن عنصری را حرکت داد و اتفاق خاصی برای آن نیافتد، کار خوبی نیست. برای استفاده از
عناصر در هر طراحی باید دلیل داشت و آن را کنترل کرد

در حال حاضر پوسترها از كاربرد اطلاع‌رسانی خود فاصله گرفته‌اند. برای اینكه هم اكنون مولتی مدیاهای دیگری این كار را انجام می‌دهند. در نتیجه پوستر وجه مهم‌ترین یادگاری را پیدا كرده كه
ازچیزی باقی می‌ماند مثل كاتالوگ یا بروشور

در مورد تبلیغات و یک اثر گرافیکی میگوید
اغلب دفاتر تبلیغاتی را طراحان گرافیک اداره می‌کنند ، می‌گوید: " یک طراح گرافیک باید سواد بصری داشته باشد. در حالیكه یک تبلیغاتچی توانا كسی است كه از روانشناسی فروش كالا و مسائل
مربوط به تبلیغات آگاه باشد و ممكن است ایده‌ای كه به ذهنش می‌رسد از نظر بصری هم زیبا نباشد. بنابراین گرافیک و تبلیغات كاملا از هم جدا هستند

رضا عابدینی و پیکره هایش



ایران به دلیل قرار گرفتن در جغرافیا و ژئوپولتیک ویژه‌ی بین النهرین و در گذارتاریخ چند هزار ساله اش، پیوسته در معرض دگرگونگی ها و دگردیسی های فرهنگی قرار داشته است. فرهنگ ایرانی، برای حفظ ذات و پویایی خود، به نوعی انعطاف پذیری گیاه واره خو گرفته است. فرهنگی که به درازای تاریخ اش ریشه دوانده است و سر شاخه های خود را در معرض نه فقط نسیم که طوفان ها قرار داده است؛ نه مقهور طوفان گشته و شکسته، بلکه سرخوشانه از هر طوفانی، رقصی بی بدیل ساخته است و در بستر هر زمین آن گونه بار نشسته است که هنوز از شیرینی میوه هایش کام بگیریم. آریاسب دادبه(۱) این گیاه وارگی را به روال فرهنگ ایرانی تعبیر می کند و آن را تا دوره‌ی قاجار جستجو می کند و از آن به عنوان ارزشمند ترین رویکرد هنر قاجار یاد می کند. او می گوید: با تأملی بر هنر قاجار در می یابیم که هنرمندان آن دوره به روال فرهنگ ایرانی، تا اندازه ای هنوز به این گونه عمل نموده اند که فرهنگ بیرونی را در خود مستحیل سازند، نه خویشتن را در آن، و این از ارزشمند ترین رویکرد های هنر قاجار است.
تأمل در هنر قاجار از آن رو حائز اهمیت است که در دروازه ی ورودی دوران معاصر ما و روند مدرنیزاسیون ایران قرار دارد. به تعبیر آیدین آغداشلو(۲) سبک قاجاری آخرین دستاورد هنرمندان سنتی ایران است، و به زعم رویین پاکباز(۳) پیکرنگاری های قاجاری نمایانگر اوج هم آمیزی سنت های ایرانی و اروپا است، در یک قالب پالایش یافته و شکوهمند.
مشخصات بارز پیکر نگاری درباری(۴) عبارت اند از:
ترکیب بندی متقارن و ایستا با عناصر افقی و عمودی و منحنی، سایه پردازی مختصر در چهره و جامه، تلفیق نقشمایه های تزیینی و تصویری، رنگ ریزی محدود با تسلط رنگ های گرم به خصوص قرمز.
در این مکتب پیکر انسان اهمیت اساسی دارد، ولی به رغم بهره گیری از اسلوب برجسته نمایی، همواره شبیه سازی فدای میثاق های زیبایی استعاری و جلال و وقار ظاهری می شود.
انسان همواره عنصر اصلی آثار رضا عابدینی بوده است. کمتر کاری از عابدینی را می توان به یاد آورد که حضور انسانی در آن نباشد. شیفتگی عابدینی به انسان با نگاه به آثار دهه ۷۰ او مشهود است(۵). تأکید عابدینی تا اواخر دهه ۷۰ بیشتر به روی چهره هاست. شیفتگی به طراحی و نوجویی در ترکیب بندی بر تصویر کارهایش غلبه دارد. حروف فارسی با جسارت و سرخوشی، ساختار زدایی شده اند. ترکیب بندی ها در تصویر ها و حروف، گویی از سر اعتراض، به سان انسان رهیده از بندی که بیمارگونه آزادی اش را به رخ می کشد، در هم ریخته شده است. دهه ۷۰ برای عابدینی سال های تجربه های نو در ترکیب و حروف و بیان معترض و سنت شکن است. عابدینی از یک سو وارث گرایش های استعاری و تصویر پردازانه ی طراحان ایرانی نسل های پیش از خود مانند ممیز(۶) و مثقالی(۷) است و از سویی دیگر متأثر از طراحان کنستراکتیویست روس چون رودچنکو(۸) و لیسیتزکی(۹). جایگاه عابدینی در ایران را از منظر ترکیب توأمان بیان تصویری و طراحی پرانرژی و ساختار گرا، می توان با رومن سیسلوویچ(۱۰) لهستانی مقایسه کرد. از سیسلوویچ می توان به عنوان مهم ترین و کلیدی ترین طراح برای تحلیل آثار رضا عابدینی نام برد.
در دروازه‌ی دهه ۸۰ به جای چهره ها، پیکره ها، قاب پوستر های عابدینی را فتح می کنند و با شکوهمندی بر حضورشان اصرار می ورزند. گرایش عابدینی به پیکره ها، توأم است با گرایش او به سادگی، توازن و ایستایی در ترکیب بندی هایش. جزییات گویی چون هیجانات فروکش کرده، از کارهایش حذف می شوند و جایشان را به سادگی و پختگی پرصلابت و ترکیب و رنگ و تصویر و کلام می دهند. در آثار عابدینی گرایش به تصویر با شعور طراحی ساختارگرایانه آمیخته شده است. حاصل این هم آمیزی پیکره ها و ترکیب بندی های متوازن و پیراسته، رسیدن به بیانی معاصر و ایرانی است که با پیکرنگاری های درباری فتحعلی شاه قابل قیاس است.
ساختار دیداری فیگورها به عابدینی کمک می کنند که بتواند ترکیب بندی های ایستا و تاثیر گذار داشته باشد. سادگی، توازن و قرینگی، زیبایی شناسی شکوهمند و پر جلال ایرانی را در آثار او زنده می کند. پیکره های سایه گون پوسترهایش، همپای نقاشی های مهرعلی(۱۱) به اصول تصویرپردازی دو بعدی نگارگران صفوی وفادار است(۱۲). در پیکره نگاری قاجاری، غالبا شاه، شاهزادگان و رامشگران درباری تنها در برابر ارسی یا پنجره ای که پرده اش به کنار جمع شده است، قرار گرفته اند. مردان با ریش بلند و سیاه، کمر باریک و نگاه خیره در حالی که دستی بر شال کمر و دست دیگری بر قبضه خنجر دارند، نمایانده شده اند. و زنان با چهره‌ی بیضی، ابروان پیوسته، چشمان سرمه کشیده و انگشتان حنا بسته در حالتی مخمور به تصویر در آمده اند. همگی در جامگان زربفت و مروارید نشان، و غرق در جواهر و زینت ها تجسم یافته اند. سریر، تاج، کلاه، سلاح، قالیچه، مخده و جز اینها نیز سراسر نقشدار و فاخر هستند. به طور کلی، افراد بیشتر به واسطه اشیا معرفی می شوند، و کوششی برای نمایش خصوصیات روانی آنها مشهود نیست.(۱۳)
در پوستر های رضا عابدینی پیکره ها با جامه ی روزمره و ظاهری امروزی و خالی از تکلف، تنها ایستاده یا نشسته در سطوح رنگی ساکن، قرار گرفته اند. تن ها یا سایه گون اند یا با سایه پردازی مختصر در چهره و جامه، پرداخته شده اند. چهره ها یا بریده شده اند یا مخدوش گشته اند. دست ها عموما بار طراحی را به دوش می کشند؛ یا باز شده اند یا بر سینه قرار گرفته اند، یا مثلا شاهد پیکره ای هستیم که دستی به کمر دارد و یا دستانش را به آسمان دراز کرده است.
در پوستر های رضا عابدینی اشیا، تاج، کلاه، جواهر و زینت و سلاح شاهان و شاهزادگان درباری، همه، جایشان را داده اند به حروف، کلام و کلمه. عابدینی کلمات فارسی را گاه چون تاجی مرصع نشان از حروف خیره کننده ی فارسی بر سر فیگورهایش نشانده است و گاه چون جامه‌ی زربفت مزین به مروارید حروف به تن پیکره هایش پوشانده است. او حروف فارسی را گاه سردوشی پیکره هایش قرار داده است و گاه رازگونه چون طلسم محافظ، بر بازویشان بسته است. گاه سرها پر شده اند از خیال کلمات و گاه سینه ها.
اگر در پیکره نگاری قاجار، افراد به واسطه‌ی اشیا به مثابه نمادی از جایگاه اجتماعی و حرفه معرفی می شدند، در تن های عابدینی کلمات و کلام به مثابه نماد فرهنگ، انسان معاصر را باز می نمایانند.
دانیل بل(۱۴) از نظریه پردازان جامعه پسا صنعتی، تاریخ بشر را از منظر معانی ای که انسان را به جهان پیوند می زنند به سه دوره‌ی جهان طبیعی، جهان فنی و جهان اجتماعی تقسیم می کند. او با اصالت بخشیدن به کار به عنوان عامل اساسی در شکل گیری خصوصیات انسان ها و الگوی روابط اجتماعی، از کار پیشا صنعتی، صنعتی و پسا صنعتی سخن می گوید. دانیل بل به دین، کار و فرهنگ به عنوان سه مجموعه از معانی برای این سه دوره‌ی تاریخی اشاره می کند. در جامعه صنعتی آدمیان اشیا را می سازند اما این محصولات حقایقی ثابت اند، ذواتی شی واره هستند که هستی مستقلی از آن خود و خارج از انسان دارند. در جامعه پسا صنعتی آدمیان فقط یکدیگر را می شناسند و مجبورند «یکدیگر را دوست داشته بدارند یا بمیرند» واقعیت «آن بیرون» نیست جایی که انسان «تنها و ترسان در جهانی که [خود] هرگز سازنده‌ی آن نبوده است». بل می گوید: برای انسان مدرن و جهان-وطن، فرهنگ جانشین دین و کار به عنوان ابزار های تحقق خود یا به عنوان مشروعیت بخشیدن -توجیهی زیبا شناسانه- به زندگی شده است. ولی در پس این دگرگونی، یعنی گذار بنیادی از دین به فرهنگ، تغییری شگفت انگیز در آگاهی خصوصا در معانی رفتار عاطفی در جامعه انسانی رخ می دهد.
در آثار رضا عابدینی کلمات بار نمادین فرهنگ را به دوش می کشند، پیکره ها را دوره می کنند، چهره ها را می پوشانند ، بر سر و سینه و شانه و بازوشان می نشینند و می پیچند و می لولند و آرام می گیرند.
از این گونه، آثار عابدینی، امروزی و معاصر است.
تن های عابدینی گاه با صلابت و شکوه در قاب پوستر ایستاده اند و ابرانسان گونه انگار به تو که در برابرش ایستاده ای خیره شده اند: مهاجم، سنت شکن و پرخاشگر. و گاه سایه گون، پوچ و تهی بازنمود انسان استحاله شده معاصر اند: رنگ باخته، ترسان و مستأصل.
دانیل بل می گوید: اگر تقدیر و بخت بر جهان طبیعی و عقلانیت و آنتروپی به جهان فنی حکمروایی کنند، جهان اجتماعی می تواند فقط در حکم زندگی در «ترس و لرز» باشد.
تن های رضا عابدینی به سایه ای از انسان تنهای معاصر می مانند. این گونه است که آثار عابدینی امروزی و معاصر اند.

۱- آریاسب دادبه، روح زمان و روح هنر قاجار، فصلنامه ی حرفه: هنرمند، شماره ی ۱۳، پاییز ۸۴.
۲- آیدین آغداشلو، مقدمه ای بر نقاشی قاجاری، فصلنامه ی حرفه: هنرمند، شماره ی ۱۳، پاییز ۸۴.
۳- رویین پاکباز، نقاشی ایرانی؛ از دیرباز تا امروز، انتشارات زرین و سیمین، تهران، ۸۰.
۴- رویین پاکباز، دایره المعارف هنر، ص ۱۴۷.
۵- از این سال ها، به نمونه می توان به پوستر در ابتدا (۸۰ و ۷۷)، جلد کتاب های سید ابراهیم نبوی (۷۸-۷۶)، تصویر سازی ها برای نمایشگاه سه رخ (۷۹)، پوستر قصه های کیش (۷۹)، پوستر فرهاد گاوزن (۷۹) که تصویر انسان و ترکیب بندی های نا متقارن در آن ها حضورپررنگ تری دارد اشاره کرد.
۶- ممیز، مرتضی (۱۳۸۴-۱۳۱۵).
۷- مثقالی، فرشید ( -۱۳۲۲).
۸- Rodchenko, Alexander (۱۸۹۱-۱۹۵۶).
۹- Lisstizky, Lazar El (۱۸۹۰-۱۹۴۱).
۱۰- Cieslewicz, Roman (۱۹۳۰-۱۹۹۶).
۱۱- مهرعلی، برجسته ترین نقاش دربار فتحعلیشاه به شمار می آید. (رویین پاکباز، نقاشی ایرانی؛ از دیرباز تا امروز).
۱۲- رویین پاکباز، زایش سنت، نمایش تجدد، فصلنامه ی حرفه: هنرمند، شماره ی ۱۳، پاییز ۸۴.
۱۳- رویین پاکباز، نقاشی ایرانی؛ از دیرباز تا امروز، انتشارات زرین و سیمین، تهران، ۸۰.
۱۴- Bell, Doniel، دین و فرهنگ در جامعه ی پساصنعتی، ترجمه ی مهسا کرم پور، فصلنامه ی ارغنون، شماره ی ۱۸، پاییز ۸۰



rangMagazine.com
____________

 

() نظرات