تبلیغات
وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن وبلاگ تخصصی گرافیک و انیمیشن - صنعت چاپ و تحول هنرها
 

صنعت چاپ و تحول هنرها

نویسنده: انسان موضوع: چاپ، 

 

ابداع صنعت چاپ، سرآغاز تحولی دورانساز در زندگی بشر بوده و تغییرات و جابه‌جایی‌هایی چند را در زندگی اجتماعی جوامع مختلف پدید آورده است.
بی‌شك یكی از پایه‌های مدرن شدن جوامع اروپایی و تحرك اجتماعی،.........

ابداع صنعت چاپ، سرآغاز تحولی دورانساز در زندگی بشر بوده و تغییرات و جابه‌جایی‌هایی چند را در زندگی اجتماعی جوامع مختلف پدید آورده است.
بی‌شك یكی از پایه‌های مدرن شدن جوامع اروپایی و تحرك اجتماعی، سوادآموزی طبقات فرودست جامعه بود كه به بركت صنعت چاپ، راه آن گشوده شد. فعالیت‌های اطلاع‌رسانی و ثبت تجربه‌ها و اسناد، همه از دستاوردهای صنعت چاپ بهره‌مند شدند.

مشاغل گوناگونی كه مراحل مختلف پیش از چاپ، چاپ و پس از چاپ را پشتیبانی می‌كنند، به دنبال این صنعت پا گرفتند، توسعه یافتند و تغییراتی گسترده‌ را تجربه كردند. پدید آمدن حرفه‌ای به نام گرافیك پیوند تنگاتنگ با صنعت چاپ داشت و علی‌رغم تنوع بعدی فعالیت‌های گرافیك، همچنان بند ناف آن به صنعت چاپ متصل است.

تأثیر چاپ در هنرها نیز موضوعی قابل مطالعه و دارای ظرفیت كافی برای پژوهش‌های عرصه هنر است. در كشور ما نمونه جالبی از این تأثیرگذاری را می‌توان در تغییرات سبك خوشنویسی مشاهده كرد. رواج چاپ سنگی خوشنویسان را وادار ساخت كه از ظرافت انتهای حروف، چشم بپوشند- زیرا در چاپ سنگی آن نوع ظرافت‌ها و باریك‌نویسی‌ها، به خوبی چاپ نمی‌شد- و قوام دیگری به خط خود ببخشند، سبك كلهر- كه در مقایسه با سبك خوشنویسان پیشین- چاق‌تر و در عین حال دارای تركیب‌بندی محكم و برازنده‌ای است- در واقع باید به مثابه راه‌حلی هنری در پاسخ به اقتضای چاپ سنگی قلمداد شود. كلهر به عنوان كسی كه متن روزنامه و فرمان‌های ناصری را روی سنگ لیتوگرافی آماده می‌كرد، توانست راه‌حل عملی برای دستیابی به محصولات چاپی مطلوب در چاپ سنگی ارایه دهد و سبكی نو را در خوشنویسی پایه‌گذاری كند.

صنعت چاپ هنر نقاشان را كه تابلوهای منحصر به فردشان تنها بر دیوار كاخ‌های امیران و شوالیه‌ها نصب می‌شد، از قید اسارت اشراف و درباریان رهانید و آن را در معرض دید توده‌ها قرار داد. هنر از انحصار اشراف و فئودال‌ها و صاحب‌منصبان درآمد و مخاطب عام و گسترده‌ای یافت، در نتیجه بنا به ذائقه آنها، سبك‌های جدیدی پدید آمد كه شاید به مذاق خریداران و سفارش‌دهندگان قبلی خوش نمی‌آمد، خریدارانی كه نقاش را در شمار خدمه‌های بارگاه خود به حساب می‌آوردند.

گرچه نمی‌توان همه تحولات اجتماعی را به یك عامل (یعنی صنعت چاپ) منتسب كرد و بررسی سیر تحولات جامعه و شكل‌گیری فرماسیون‌های اجتماعی و ایجاد قشربندی‌ها و مناسبات جدید، به تحلیل‌های اقتصادی و جامعه‌شناختی دقیق نیاز دارد، به جرأت می‌توان از نقش دورانساز صنعت چاپ در تحولات اجتماعی سخن گفت. حتی تحولات بعدی در فن‌آوری‌های ارتباطات و رواج اینترنت نیز نمی‌تواند بر اهمیت عصر گوتنبرگ سایه اندازد.

در اینجا یك بررسی كوتاه درباره تأثیر صنعت چاپ بر ارتقای جایگاه نوازندگان موسیقی غربی در جامعه اروپا ارایه می‌شود كه گوشه‌ای از تاثیر صنعت چاپ را بر هنر و هنرمندان نشان می‌دهد.

این مطلب از سایت گفت‌وگوی هارمونیك به مدیریت كامران وطن‌آبادی و با اجازه وی برداشت شده است. اگر اهل مطالعه و دانستن نكته‌هایی درباره موسیقی غربی و ایرانی هستید، می‌توانید به سایت
www. harmonytalk. com هم سر بزنید.


اختراع چاپ و ترویج موسیقی

در سال 1450 یوهان گوتنبرگ (Johann Gutenberg) مخترع آلمانی موفق به اختراع ماشین چاپ شد و در سال 1501 اوتویانو دو پتروچی (Ottaviano de’Petrucci) ایتالیایی، این دستگاه را در راه خدمت به موسیقی به كار گرفت.

این كار شیوه نگرش مردم به موسیقی را تغییر داد. اكنون مردم عادی می‌توانستند موسیقی و رقص را از طریق كتاب‌های آموزشی بیاموزند و بتوانند به كمك ترانه‌های چاپ شده آواز بخوانند. به زودی از هر فرد تحصیل كرده انتظار می‌رفت بداند چطور آواز بخواند، برقصد یا سازی را بنوازد.

موسیقی به شكل آواز، نوع غالب موسیقی اوایل رنسانس بود و آواز بدون ساز در مراسم كلیسایی و مراسم غیر مذهبی مانند جشن‌ها، معمول بود. موسیقی آوازی قرون وسطی دارای سه قطعه متفاوت آوازی بود كه هر كدام به طور جداگانه ساخته و اجرا می‌شد. اما در دوران رنسانس قطعات موسیقی در چهار بخش یا بیشتر نوشته می‌شد كه به‌طور معمول هر قطعه صدای قبل از خود را تقلید می‌كرد و همان كلمات را بر زبان می‌آورد.

اما برخلاف موسیقیدان‌های قرون وسطی، در رنسانس موسیقیدانان به استفاده از چنگ (در نت نویسی) علاقه داشتند و ساخته‌های خود را با توجه به ایجاد هارمونی‌های گوش‌نواز تكمیل می‌كردند. آنها از تركیب‌های چند صدایی (polyphony) نیز استفاده می‌كردند اما مراقب بودند كه هر صدا با صداهای دیگر هماهنگ باشد و از ارزش آن كاسته نشود.

در اواخر دوره رنسانس، سازها به نسبت قطعات آوازی فضای بیشتری را اشغال كردند. برای مدتی طولانی، آهنگسازان خود را با نوشتن نام ساز در كنار قطعه آوازی خسته نمی‌كردند اما همه می‌دانستند كه سازهایی هم این قطعه را همراهی می‌كنند. در سال 1511، هنگامی كه چاپ كتاب‌هایی درباره سازها آغاز شد دنیای نوازندگان فروتن دگرگون شد و اهمیت نوازندگان افزایش یافت.

سازهای مختلف در مراسم رسمی و غیر رسمی رقص، رقصندگان را همراهی می‌كردند. البته مردم همیشه با نوای ساز می‌رقصیدند اما در دوران رنسانس، بداهه‌نوازی جای خود را به موسیقی تعریف شده و هماهنگی داد كه بالطبع فن رقص را هم تحت‌الشعاع قرار داد و به شیوه‌های خاص رقص اروپایی انجامید. آهنگسازان در چهارچوب قوانین این رقص‌ها به آهنگسازی می‌پرداختند و آن را به چاپ می‌رساندند تا همه بتوانند آن را بیاموزند.

به‌طور كلی می‌توان این وِیژگی‌ها را برای موسیقی دوران رنسانس بیان كرد:
- ارتباط تنگاتنگ موسیقی و كلام به‌گونه‌ای كه برای اغلب آهنگسازان این دوران از اصطلاح نقاش كلام استفاده می‌شد.

- بافت این موسیقی بیشتر پلی‌فونیك است و بخش‌های مختلف ملودی‌های كم و بیش یكسانی دارند.
- موسیقی رنسانس نسبت به قرون وسطی غنی‌تر بوده. به عنوان مثال استفاده از بخش باس برای اولین بار در این دوران وارد موسیقی شده است.

موسیقی كرال در دوران رنسانس به اوج خود رسید به همین دلیل این دوران را عصر زرین كرال می‌نامند.
موسیقی رنسانس ریتمی آرام و اغلب بدون ضربه دارد و به‌طور معمول بخش‌ها ریتم‌های مستقل اما شبیه به هم دارند كه با اختلاف زمانی (حالت كانن) اجرا می‌شوند.


 منبع: مجله صنعت چاپ

 

() نظرات